پیش دبستانی

چگونه کودکی صبور وشکیبا داشته باشیم؟

کودک باید بداند، که به مردم تمامی‌نژادها و رنگها و عقاید افراد مختلف احترام بگذارد و به خاطر اتفاقهای میان انسانها، رفتار ناهنجار نداشته باشد.

برای داشتن کودکان برد بار و شکیبا والدین باید حس همدردی و انسان دوستی را کم کم به کودک القا کنند. باید به کودک بفهمانند که به همه احترام بگذارد. مسئولیت پذیر باشد و این نکته را بداند که هر انسانی روی کره خاکی گنج گرانبهایی محسوب می‌شود.

برای این کار، روشهایی وجود دارد....

 
- در مورد صبر و شکیبایی با کودک خود صحبت کنید. این مسأله ای نیست که یک شبه بتوان آن را برای کودک توضیح داد. باید در مورد تفاوتها و اتفاقات روزهای مختلف، با آنها صحبت کنید. موضوع صحبت را از جایی آغاز و به مسائل اجتماعی ختم کنید. به کودک خود اجازه دهید که در خلال صحبتهای شما به اهمیت موضوع پی ببرد.


وقتی کودک شما در معرض حادثه یا موضوعی قرار می‌گیرد، درست در همان لحظه سعی کنید صبر و شکیبایی را به او بشناسانید. روزانه ممکن است برنامههای مختلفی از رادیو، تلویزیون و دیگر رسانههای پیرامون موضوعهای مختلف نمایش داده شود، و وقتی چالش در خانواده، افراد فامیل و دوستان ایجاد می‌شود. درست در زمان بحث به کودک خود اجازه اظهار نظر، فکر و صبحت بدهید.

- با احساس بی صبری، عجز و ناتوانی که برای کودکان به وجود می‌آید، مبارزه کنید. برای مثال وقتی کودک از مسأله ای ناراحت می‌شود و احساس می‌کند قادر به تحمل آن نیست، سعی کنید با پیش کشیدن بحثی حس همدردی کودک را تحریک کنید. مثلاً به او بگویید: دوستت به تو توهین کرده، اما او باید همیشه با صندلی چرخ دار راه برود، چه احساسی نسبت به او داری با تحریک حس همدردی و احترام سعی کنید او را به سمت صبر و شکیبایی هدایت کنید.

- وقتی کودکان قربانیان عدم بردباری و عجز هستند، از آنها به بهترین شکل حمایت کنید: مشکلاتی را که برای کودکانتان به وجود آمده جدی بگیرید و سعی نکنید مشکلات آنها را کوچک جلوه دهید. حمایت عاطفی خود را از آنها دریغ نکنید و به آنها عکس العملهای مناسب را آموزش دهید.

- درک و فهم درست و سالمی‌از همسانی و همانندی گروهها به کودک خود ارائه دهید.برای نوجوانان همسانی گروهی بسیار حیاتی است. به کودک خود یاد دهید که به گروه افتخار کند و به گروههای دیگر احترام بگذارد. دوست داشتن گروه خود بدین معنانیست که گروههای دیگر فاقد ارزشهای انسانی هستند و آنان نباید هیچ وقت برای بالابردن جایگاه خود، گروههای دیگر را زیر سؤال ببرند.

- مواد و وسایل آموزش متنوع در منزل به کارگیری کتابهایی شامل فرهنگهای مختلف با موضوعهای مربوط به صبر و شکیبایی برای کودکان خود بخوانید، اسباب بازیهای مربوط به فرهنگها و گروههای مختلف را برای کودکان خود خریداری کنید و به کودکان خود یادآور شوید که چگونه تنوع و گوناگونی فرهنگها می‌تواند در زندگی هنری، کاری، فردی، موسیقی و ادبیات افراد تأثیرگذار باشد.

- فرصتهایی را برای کودکان خود فراهم کنید که با افراد مختلف و متفاوت معاضدت کنند. کودکان خود را به گذراندن اوقاتی با افراد مسن، بخصوص پدربزرگها و مادربزرگها تشویق کنید. آنها را به مراکز و پارکهای عمومی‌ببرید تا یاد بگیرند با افراد متفاوت رابطه دوستی برقرار کنند. حتی اگر برایتان مقدور است آنها را به مناطقی ببرید که با کودکان قومها و نژادهای دیگر دوست شوند و معاشرت کنند.

- کودکان خود را به همکاری با انجمنهای مختلف تشویق کنید. برای مثال اطلاعاتی در مورد فقر و گرسنگی، بیماری و انجمنهای حمایت افراد فقیر، بیمار و سالخوره بدهید و کودک خود را به همکاری با این انجمنها و افراد تشویق کنید.

- در مورد اختلافها و تفاوتها با کودک خود صادق باشید. به این معنی که هرگز به کودک خود نگویید همه افراد مثل هم هستند و یکسانند زیرا واقعاً این طور نیست. هر کسی دنیا را از یک طریق تجربه می‌کند و از یک پنجره می‌بیند. موضوع اصلی تفاوتها این تجربههای مختلف است.

- با کودک خود طوری رفتار کنید که انتظار دارید او همان طور رفتار کند. سعی کنید مانند یک الگوی خوب رفتار کنید. باید بدانید والدین اصلی ترین و نخستین الگوی کودکان هستند و فرزندانتان نحوه رفتار با دیگران را از شما یاد می‌گیرند. برای مثال آنان از لحن شما هنگام برخورد با افراد مختلف و در شرایط گوناگون و از نحوه گفتار شما با افراد مختلف تقلید می‌کنند. واقعیت این است که در جهان امروزی که تنوع، گوناگونی و اتفاقهای غیرمنتظره روز به روز در حال افزایش است، صبوربودن تنها یک خصلت خوب نیست، بلکه لازم و ضروری است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 آذر1389ساعت 16:24  توسط خانم سلیمیان  | 

آموزش موسیقی به کودکان

هدف از آموزش موسیقی به کودکان تقویت درک تخیل وشکوفایی استعدادهای آنهاست اغلب افراد از موسیقی لذت می برند وآن را شکلی از سر گرمی گذرا می دانند اما برای افراد ی که به طور جدی از دوران ودکی به تعلیم نواختن ی ساز می پردازند تجربه موسیقی ممکن است چیزی بیشتر بهترین سن برای آموزش موسیقی به کودکان وجود دارد یی از این تحقیقات در موسسه موسیقی وذهن در دانشگاه کانادا پژوهشگران گروهی از کودکان در سنین پیش از مدرسه را که درس موسیقی می گرفتند با کودکانی که به کلاس موسیقی نمی رفتند مورد مقایسه قرار دادند کودکانی که آموزش دیده بودند پاسخ های مغزی قوی تری به شماری از آزمایش های تشخیص صدا نشان دادنداین پژوهش بینگر این بود که ظاهرا آموزش موسیقی باعث تغیر بخشی از قشر مغز می شود که مسئول شنوایی در ودکان است اما آیا ممکن است آموزش موسیقی در کودکی تا ثیر گسترده تری بر مغز داشته باشد ونحوه تفکر وشناخت را تغییر دهد ؟ بررسی فوق روی کودان نشان داد حتی یک یا دو سال آموزش موسیقی بر اساس آموزش هایی که تانه های الکتریکی و مغناطیسی در مغز را ثبت می کند با عث تقویت حافظه وتوجه می شود . بنا براین تصور بر این است که آموزش موسیقی بر توجه و حافظه اثر می گذارد واز طریق همین ساز وکار ممکن است باعث یادگیری بهتر در شماری از حوزه های شناختی شود . دلیل این تاثیر آموزش موسیقی بر افزایش توانایی مغزی ممکن است این باشد که مهارت های حرکتی وشنوایی مورد نیاز برای برای نواختن یک ساز در یک ارکستر با دیگر افراد به شدت نیاز به توجه -حافظه وتوانایی مهار در یک بررسی دیگر که در دانشگاه هاروارد انجام شد رابطه میان آموزش موسیقی در ابتدای کودکی وتقویت مهارت های حرکتی وشنوایی سایر کنش ها دارد .تنها گوش دادن ساده به موسیقی موتسارت یا هر موسیقی دان دیگری باعث بهبود توانایی توجه وحا فظه نمی شود وهمچنین بهبود در توانایی واستدلال غیر شفاهی مشاهده شد
+ نوشته شده در  شنبه 6 آذر1389ساعت 23:46  توسط خانم سلیمیان  | 

5جمله خوب و7جمله بد برای کودکان

)خودت تصمیم بگیر : کودک ودوستش در اتاق مشغول بازی هستند سروصدای شما باعث اذیت وآذار شماست بهتر است بگویید

 

بچه ها تصمیم بگیرید یا بی سروصدا بازی کنید یا از اتاق خارج شوید.اگر بعد از 5دقیقه سر وصدا ادامه داشت بگویید :خوب می بینم

تصمیم گرفتید از اتاق  بیرون بروید .این جمله شما را از داشتن نقش منفی نجات می دهد . زیرا آنها می دانند این تصمیم آنها بوده که

منجر به این نتیجه شده  است به این ترتیب کودک  مسئول عمل خودش است

2) من تو را دوست دارم ولی این ار تو را نمی پسندم:

اگر می خواهید لفظی را به ودک بیاموزید کار خوب وبد را برایش مشخص کنید . به او بیاموزید ما کار خوب و کار بد داریم نه بچه

خوب وبچه بد . هدف از وضع قوانین  آموزش رفتارهای مناسب است نه تنبیه ود .ا گر چه به رفتار ناپسند او اعتراض می کنید ولی

محبت خود را به او قطع نمی کنید.

3)از تو می خواهم مشکل  مرا حل کنی :

اگر کودک کاری را انجام می دهد که باعث رنجش شماست به بگویید که دچار مشکل شده اید مثلا به او بگویید :صدای بلند تلویزیون

باعث می شود دچار سردرد شوم واز او بخواهید در حل مشکل به شما کمک کند . در این صورت  او که خود را دشمن شما نمی بیند

خود را موظف می داند کاری انجام ندهد که برای شما مشکل آفرین باشد اگر به رضایت خاطر شما اهمیت دهد رفتار بد را خاتمه خواهد

.داد

4)احساس تو را درک می کنم :

وقتی کود اعصبانی است جملاتی را به کار می برد تا دیگران را متوجه احساس خود کند .مثلا می گوید :از تو متنفرم یا خیلی بدی  این

تنها جملاتی است که همه ذهن اورا پر کرده شما می توانید به او کمک کنید تا جمله مناسب را به کار ببرد

5) آیا دوستت چیزی گفته که واقعیت ندارد وتو اعصبانی شده ای:

افرا د متفا وت نیاز های متفاوتی دارند اغلب کودان در اعتراض به والدین می گویند :عدالت را رعایت کنید و منصف باشید واین جملات

زمانی مطرح می شوند  که کو دک  می خواهد  وسیله خاصی برایش تهیه شود .صرفا به این دلیل که برای برادرش تهیه شده است . باید

به کو دکان بیاموزیم انصاف وعدالت این است که هر فرد هر چه را نباز دارد تهیه کند اگر شما به عینک نیاز داری و خواهرت به کفش

هر کدام وسایل مورد نیاز خود را خریداری خواهید کرد  واین است اجرای عدالت گمان نمی کنم زمانی که خواهر شما به عفونت گوش مبتلا ست  وانتی بیوتیک مصرف می ند لاز م باشد شما هم انتی بیوتیک مصرف کنی !

 

7 جمله نا خوشایند برای کودکان

1)مناسب سن خودت رفتار کن:

گاه  والدین به رفتار کودک انتقاد می کنند زیرا آن رفتار تاثیر بدی بر بزرگترها داشته است .در صورتی که رفتار کودک نشان دهنده

 احساس درونی اوست ووالدین وظیفه دارند احساس کود را درک  کنند .کودک 6 ساله ای که نمی داند چه می خواهد وگریه می ند یا

کودک 4 ساله ای ه از محدود شدن در صندلی اتومبیل ناراحت است و گریه می کند هر دو متناسب سنشان عمل می کنند  اگر چه ما

انتظار داریم رفتار آنها ما را آذار ندهند  به جای اینکه به کودک بگویید مناسب سن خودت عمل کن بگویید : به نظر می رسد خیلی

 عصبانی هستی  .می دانم وقتی چنین  اتفاقی برایت افتاده بسیا ناراحت شده ای این جملات به کودک آرامش می دهد وشرایط را قابل

تحمل خواهد کرد.

2) شوخی کردم :

دست انداختن کودک اگر چه ظا هرا شرایط را شاد می کند ولی در واقع به شدت مخرب است هنگامی که کودک عصبانی است خندیدن

به او باعث می شود احساس بد تری پیدا کند .شما به عنوان والدین  وظیفه دارید اورا حمایت کنید نه اینکه باعث اذیت و آذار او شوید اگر

 چنین منظوری ندارید هنگامی که ود ناراحت است شاد نباشید.

3)چرا مثل .....نیستی؟

با مقایسه کودکان آ نها احساس می کنند در مرتبه پایین تری قرار گرفته اند و این راه مناسبی برای  وا داشتن آنها به فعالیت نیست. زمانی

خود را پایین تر از دیگری احساس کند روحیه خود را می بازد ودست از فعالیت  خواهد کشید شما باید ضعف و قوت ودان را بپذیرید و

آنها را بر اصلاح رفتار خودشان تشویق کنید .

4)ندو وگرنه می افتی؟

علا رغم  تمام توجه شما به محافظت از کود  به کار بردن این نوع جملات باعث می شود ه که کود ک بیفتد زیرا به او القا می کنید

 منتظرید که او به زمین بخورد واین برای کودکی که تلاش می ند مستقل باشد بسیار مضر است بهتر است دراین موارد بگویید : قبل از

دویدن از محکم بودن بند کفش هایت مطمئن باش دراین صورت شما در مورد اشکال کفش صحبت کرده اید نه ناتوانی کودک .

5) چی بهت گفتم؟

چرا سوالی را می پرسید که خودتان جواب را می دانید ؟ انتظار دارید کودک چه پاسخی بدهد ؟وقتی می پرسید :لباست را کجا پرت

کردی لبخند مو ذیانه می زند ومی گذرد . اگر از رفتار او رنجیده ای  بگویید : من متا سفم که مجبورم برای بار سوم تکرار کنم  که

لباست را روی چوب لباسی آویزان کن .

 

6) به تو قو ل می دهم که.....:

به کودکان  باید نه وعده داد نه وعده از آنها  گرفت . روابط ما با فرزندانمان باید بر اساس اعتماد واطمینان باشد . وقتی که پدر و یا

 مادر برای تایید گفته خود مجبور است وعده بدهد یعنی دارد اقرار می کند که "وعده داده نشده اش " اعتبار ندارد وقابل اعتماد نیست

وعده ها باعث می شوند که توقعات غیر واقعی در کود کان  به وجود بیایید وقتی به کودک وعده داده می شود که او را به باغ وحش

ببرنند او آن وعده را یک تعهد به حساب می آورد و فکر می کند  که بر اساس این تعهد در روز موعود نه باران خواهد بارید نه اتومبیل

 عیب و ایرادی پیدا خواهد گرد ونه  خود او مریض خواهد شد. از طرفی نباید از کودکان  وعده گرفت که در آینده رفتاری خوب داشته

باشند  یا رفتار بدشان را اصلا ح کنند وقتی کودک وعدهای نا خواسته  می دهد وعده ای که متعلق به خود او نیست در واقع چک بانکی

می باشد که در آن بانک اصلا حساب ندارد ما نباید مشوق ومحرک این قبیل اعمال فریب آمیز باشیم .

7)  آخر چند بار باید یک چیز را تکرار کنم ؟

پدر یا مادری که در استفاده از سخنان نیشدار وطعنه آمیز استعداد ذاتی دارد خطر و تهدیدی جدی برای سلامت روانی کودک  به حساب

می آید این پدر یا مادر جادگری است که از واژه ها استفا ده می ند وبا بیان این واژه ها مانعی در برابر ایجاد ارتباط موثر بر قرار می

کند و مانع از پدید آمدن رابطه ای مثبت بین پدر ومادر با کودک می شود "آ خر چند بار یک چیز را ترار کنم" ؟ مگر تو کری؟ پس چرا

گوشت به من نیست ؟این پدر و مادر ها شای ندانند که سخنان طعنه آمیز وکنایه دار جملاتی هستند که برخوردی متقابل طلب می کنند

. این پدر و مادر آگاه نیست که با این اظهار نظر های  تو هین آمیز کودک را تحریک کرده وذهن اورا از نقشه های خیالی انتقام پر می

سازد ودر نتیجه باعث مسدود شدن راه ارتباطی بین خود او و کودکش می شود.
+ نوشته شده در  شنبه 6 آذر1389ساعت 22:42  توسط خانم سلیمیان  | 

مدرسه الکترونیک چیست؟

این سوال همواره در ذهن تمام افراد وجود دارد وقتی از مدرسه الکترونیکی صحبت می کنیم منظور ما چیست ؟محیطی کاملا مجازی یا محیطی ترکیب از مجازی وحقیقی ؟البته واژه های بسیاری در کنار مدرسه استفاده می شوند مانند مدرسه های هوشمند – مدرسه های نسل آینده وهمه وهمه دراین نکته با هم مشترک هستند .این ه کم یا زیاد تمام این اشکال مختلف از مدرسه ها از فناوری اطلاعات و اینترنت استفاده می کنند.شخصا درخصوص مدرسه یعنی آن چیزی ه شخصیت افراد شکل می گیرد می بایست روابط اجتماعی نزدیک ونترل شده ای وجود داشته باشد .یک مدرسه الکترونیک من به این شکل تعریف می نم محیطی که در ان تمام ابزارهای موجود واینترنت برای آموزش دادن استفاده میشود البته در مدرسه الترونیی به دلیل استفاده از فناوری اطلاعات برای برقراری ارتباط میان افراد مواردی مثل گردش گروهی برنامه های مشتر غیر مجازی اهمیت زیادی دارند برای مثال هر هفته باید ی برنامه ایی که در ان از فناوری اطلاعات خبری نیست پیاده شود و دقت کرد که روابط اجتماعی افراد در سن پایین دچار مشکل نشود در مدرسه الترونیک نباید محدودیت های فیزکیی برای تولید محتوا ایجاد کرد به نظر من دانش آموزان را به تولید محتوا مشغول کرد باید فراتر از استانداردها عمل کرد واجازه نداد استاندارد ها جلو ی خلاقیت دانش اموزان را بگیرند
+ نوشته شده در  دوشنبه 1 آذر1389ساعت 23:17  توسط خانم سلیمیان  | 

سه نکته طلایی برای تحریک کنجکاوی در کودکان

خورشید از کجا می آید؟ کجا می رود؟»، «پرنده ها چه جوری آواز می خوانند؟ چه طوری لانه می سازند؟»، «آدم ها چرا می میرند؟»، «چرا نوزاد گریه می کند؟» کودکان هر روز از شما ده ها پرسش می کنند. گرچه این پرسش ها گاهی حوصله تان را سر می برند، بیشتر پدر و مادر ها می دانند که باید به آنها به شیوه های قابل فهم و زبانی ساده توضیح بدهند، چرا که پاسخ های شما نه تنها به کنجکاوی آنها نسبت به بسیاری از پدیده های جهان پاسخ می دهند، بلکه باعث می شوند خوب گوش کردن و چگونگی آموختن یک مطلب علمی را به مرور زمان بیاموزند.

این آموزش در سال های بعد سبب می شوند آنها به یادگرفتن علاقه مند شوند و در نتیجه در مدرسه هم به درس خواندن علاقه نشان دهند و با توجه به این که در کودکی راه های یاد گرفتن و درک یک مطلب را به شکل غیرمستقیم آموخته اند می توانند از همان سال های اول در تحصیل موفق شوند. بنابراین اگر پدر و مادری از راه های مشتاق کردن کودک به دانستن، آگاه باشند، موفقیت او را در دوران تحصیل، تا حدود زیادی تضمین کرده اند. برای علاقه مند کردن کودک به یادگیری و تحریک بیشتر کنجکاوی او روش های زیادی وجود دارد که از آن جمله می توان به ۳ نکته طلایی اشاره کرد:

اول: اگر او با مشاهده پدیده ای جدید، پرسشی نمی کند، شما سوال هایی را مطرح کنید و نظر او را بخواهید و سپس از او بپرسید آیا پرسشی برایش پیش نیامده است؟

 دوم: در پاسخ به پرسش های کودک صبور و با حوصله باشید. اطلاعات غلط ندهید، بلکه اگر پاسخ پرسشی را نمی دانید با شجاعت این موضوع را ابراز کنید و بگویید پس از مطالعه درباره آن، به پرسشش پاسخ خواهید داد. وقتی در پاسخ به این پرسش که خورشید از کجا بیرون می آید، می گویید «از پشت یک کوه بلند»، وقتی در پاسخ به این پرسش که خورشید وقت غروب کجا می رود می گویید «روی سرش پتو می اندازد و تاریک می شود»، وقتی در پاسخ به این پرسش که آدم ها چرا می میرند، می گویید «می روند زیرزمین زندگی کنند»، وقتی در پاسخ به خیلی از پرسش های دیگر سرش داد می کشید و با خشم می گویید «چقدر سوال می کنی بچه! برو پی بازی!» چه طور می توانید انتظار داشته باشید او مهم ترین اصل یادگیری یعنی پرسیدن با جرات و جسارت را بیاموزد؟! و از طرفی آیا واقعا گمان می کنید با توجه به اطلاعات غلطی که به او داده اید در آینده به دانش شما اعتماد می کند و مهم تر از آن، آیا این اطلاعات نادرست در سال های بعد راه درک حقایق علمی را که پاسخ پرسش های کودکی اش بوده اند بر او نمی بندد؟

 سوم: برایش الگوی مناسبی باشید، نباید انتظار داشته باشید کودکی که هرگز پدر و مادرش را در حال گوش کردن به یک خبر علمی از رادیو یا تماشای برنامه ای آموزشی از تلویزیون یا خواندن کتاب و روزنامه ندیده است، علاقه مند به بیشتر دانستن باشد و اگر هم در سال های اولیه کودکی کنجکاوی یا میلی برای آموختن داشته باشد با گذشت زمان این احساس در او سرکوب می شود.

+ نوشته شده در  شنبه 16 مهر1390ساعت 12:19  توسط خانم سلیمیان  | 

پرورش اعتماد به نفس در کودکان

اقدامات خانواده در پرورش اعتماد به نفس

در این زمینه از مباحثی باید سخن گفت که خانواده در رابطه با خود و هم در رابطه با کودک باید مورد توجه و عمل قرار دهد. خانواده مسئول بسیاری از سلامت ها و یا ناسلامتی های کودک است. در آنچه که مربوط به اعتماد به نفس می‌شود جوانب و اصولی را باید مراعات کرد که نوع موضعگیری هایشان در خوشبختی یا بدبختی کودکان مؤثر است در زیر به نمونه‌هایی از آن اشاره شده است.

  • استقرار روابط صحیح بین زوجین به گونه‌ای که با هم جر و بحث نکنند و با درگیری خود روحیه کودک را نشکنند.
  • اصلاح جو خانواده از آن بابت که طفل برای اطمینان به خود نخست باید خاطری جمع و مطمئن از خانه داشته باشد.
  • محبت کردن به طفل به صورتی که خود را نیازمند به جلب محبت دیگران نبیند.
  • اعلام محبت به طفل به صورتی که طفل آن را بفهمد و لمس کند و به والدین اعتماد نماید و قدر آن محبت را بداند.
  • تحسین از کارهای مهمی که او انجام داده ، تا بر این اساس او را به زندگی دلگرم نمایند.
  • آرام و بی دغدغه داشتن زندگی به صورتی که کودک خانه و والدین را قویترین پناهگاه خود بداند.
  • پایه گذاری روش زندگی بر اساس عزت نفس ، مناعت طبع ، احترام متقابل ، رعایت حقوق یکدیگر.
  • تنظیم گفت و شنود با کودک بر مبنای دادن آموزش و آگاهی ، اصلاح نقایص و عیوب.
  • خودداری از واداشتن کودک به شکسته نفسی یا تن دادن به اغراق و گزافه گویی و غلو که خود سبب ضعف روحیه است.
  • دوری از رنجیدن از هم و رنجاندن یکدیگر ، حتی در آنچه که مربوط به اغیار است و این خود سببی برای دوری از اضطراب هاست.
  • محدود کردن توقع خود از کودک و توجه به این امر که او چون فردی بزرگسال ، آگاه و توانا نیست.

اقدامات در رابطه با مدرسه و اجتماع

در امر تربیت کودکان همه مسئولند با این تفاوت که مسئولیت برخی نسبت به دیگری بیشتر است. مسئولیت والدین دردرجه اول ، و مسئولیت مدرسه و اجتماع در درجه دوم است. بدین حساب ضروری است که در این مورد نیز توجهاتی معطوف دارد.

  • قبول اجتماعی کودک به گونه‌ای که او احساس کند فردی محترم و عزیز است و اجتماع باید روی او حساب باز کند.
  • ایجاد زمینه برای رشد و موفقیت او با استفاده از زمینه‌ها و امکاناتی که می‌تواند در اختیار داشته باشد.
  • کمک به او در صورت شکست ، و گشودن راه به روی او در صورت احساس به بن بست رسیدن.
  • دادن دلگرمی و اعتماد به او به صورتی که از مواجه شدن با مدرسه و معلم نترسد و دچار لکنت و ضربان سریع قلب نشود.
  • مورد توجه قرار دادن او و کارهایش ، در عین این که ممکن است به نظر ناچیز رسد.
  • خودداری از سپردن شاگردی ضعیف به قوی و دادن سرپرستی و ولایت به او. زیرا که طفل در آن صورت احساس عدم لیاقت می‌کند.
  • دادن اعتماد به او که پیش رود و اطمینان به این که همواره حمایتش خواهید کرد.
  • زمینه سازی برای حرکت تدریجی و قدم به قدم او ؛ از آن بابت که هر سنی مقتضایی دارد و شرایط رشد فرق می‌کند.

عوامل مؤثر در ایجاد اعتماد به نفس

در ایجاد روحیه اعتماد به نفس در کودکان عوامل متعددی دخالت دارند که والدین و مربیان در این زمینه باید بسیار مراقب و هشیار باشند. آن عوامل ، متعدد و برخی از آنها عبارت اند از:

جنبه الگویی والدین

پدر و مادر نخستین معلم و مربی کودک اند ، علمکرد و رفتار آنها درس آموزنده‌ای برای کودکان است. اگر والدین افرادی ترسو یا شجاع باشند، فرزندان اغلب به همانگونه خواهند بود. اگر پدر و مادر آرام و متین و با وقار ، و در برابر حوادث صبور و استوار باشند کودک هم از آنها تبعیت خواهد کرد. جنبه الگویی والدین همیشه باید مورد نظر باشد. خود نگهداری و خونسردی آنها ، عامل رشد و پیشرفت فرزندان و کلید حل بسیاری از معماهای زندگی است. موضع گیری شما در برابر امور و حوادث باید به گونه‌ای باشد که کودک از مشکل فرار نکند و در برابر دشواریها خود را نبازد. برای وصول به چنین مقصدی ضروری است شما خود دار و خود نگه دار باشید.

ایجاد طمأنینه در نفس

آرامش و اطمینان باید بر کودکان غالب باشد آنچنان که دلهره‌ای و شوری آنان را نلرزاند و امکان درست اندیشی در آنان باشد. به آنها برای اقداماتشان وقت بدهید، بگذارید فرصت تصمیم گیری داشته باشند و برای مسائل شان در حد فکر کوچک شان بیندیشند. ممکن است فرزند شما متناسب با سنش کفایت لازم را نداشته باشد ولی بدانید که سرزنش های شما در این مورد کارساز نیست. ملامت شما سرگشتگی آنان را بیشتر خواهد کرد. شما برای دادن اعتماد و اطمینان به فرزندان خود باید کاری کنید که آنها به لیاقت خود اطمینان پیدا کنند و خود را واجد صلاحیت و شایستگی لازم بدانند.

ایجاد مهارت

اصولاً نیرومندی و توانایی در امور خود ، گامی اساسی برای پیشرفت مقاصد و دستیابی به اهداف زندگی است. بسیاری از افراد نمی‌توانند اعتماد به نفس داشته باشند چون برای زندگی و یا وظیفه‌ای که شما برایشان معین کرده‌اید مهارت کافی کسب نکرده‌اند. بدین سان آموزش و مهارت و راه و رسم کار ، و روش کسب موفقیت و پیروزی در امور ، خود از عوامل رشد است. به کودک مهارت بیاموزید ، یادش دهید که چه کند تا موفق باشد ، چه شیوه‌ای را بکار گیرد تا در زمینه خاص و مورد نظرتان توفیقی حاصل کند.

امکان عرضه خود

گاهی فرزندان ما برای عملی که انجام داده و یا از انجام آن سرباز زده‌اند دلایلی دارند که متأسفانه اجازه عرضه آن را ندارند. به طفل باید میدان داد که حرف خود را بزند، دلایل خود را عرضه کند و مطالب و منطق خود را اگر چه کسل کننده است، بیان نماید. همچنین کودکان ما نیاز به خودنمایی دارند و ما تا حدودی که این امر موجب لوس شدن و غرور کودک نشود باید بپذیریم و بگذاریم کارهای ظاهراً مهمی که او انجام داده روشن شود، پیشرفت و ترقیات خود را عرضه کند و گفتنی ها را اعلام نماید.

ایجاد زمینه برای تجربه

کاری کنیم کودک آنچه را که می‌خواهد لمس کند، تجربه نماید، بچشد و ببیند. اگر خواستار انجام امری است شخصاً وارد کار شود، اگر درصدد ساختن دستگاهی است، بدان اقدام نماید و عملاً توان و لیاقت خود را دریابد. آزادی او در تجربه و لمس اشیاء ، تا حدی که موجب وارد آمدن لطمه‌ای به کودک نشود نه تنها موجب افزایش دید و تبحر او خواهد شد، بلکه عملاً او را به شخصیت و مقام خود آگاه خواهد کرد و او در خواهد یافت که آیا توان و لیاقت انجام کاری را دارد یا نه.

حفظ سلامت او

سلامت بدن ، بهداشت روانی ، حالات عمومی فرد و گرسنگی ، تشنگی ، نیازمندی ، ترس ، امنیت و... همه و همه در حالات و عملکردهای فرد مؤثرند و موجب حُسن یا سوء رفتار خواهند شد. جلوگیری ازعواملی که مایه درد و رنج بدن اند و سبب فرسودگی و ناتوانی می‌شوند، مراقبت در بهداشت طفل به صورتی که کودک دچار کسالت و نقاهت مداوم نگردد و فردی بهانه گیر نشود، خود در ایجاد حالت اعتماد به نفس کودک مؤثر است و مربیان باید این نکته را نیز در نظر داشته باشند.

خودداریهای لازم

والدین و مربیان در طریق ایجاد حالت اعتماد به نفس در کودکان ، از ارتکاب بسیاری از اعمال که متأسفانه هم اکنون در نزد برخی از آنها رایج و مجاز است باید خودداری کنند. برخی از این موارد عبارتند از:

مداخله در کار کودکان

ما نمی‌خواهیم سلطه والدین را منکر شویم و حق دخالت در امور فرزند را از پدر و مادر سلب کنیم بلکه مقصود ما این است که از همان اوایل کودکی ضروری است کارهایی در حد توان و قدرت طفل به او بسپاریم و از او بخواهیم که مستقلاً آن کار را انجام دهد. بگذاریم فرزندمان شخصاً انجام کاری را بپذیرد بدون این که ما در آن مستقلاً مداخله کنیم. اگر نواقصی در کار ملاحظه شد بعداً می‌توان به او تذکر داد. آنها به این استقلال نیاز دارند : هم برای تمرین و تجربه ، و هم برای ارضای جنبه استقلال طلبی خود.

تجاوز به حدود آنها

با همه نیازمندی ها و دلبستگی ها ، کودکان مان احساس می‌کنند که تنها صاحب این جهانند و سرنوشت همه افراد به دست آنهاست. اشیایی را به خود اختصاص داده و جایی را در خانه از آن خود می‌دانند. اگر گوشه اطاق را به او اختصاص داده‌اید، پاگذاری در مرز آن را کودک تجاوزبه حساب خواهد آورد. او کاغذی را به صورت هواپیما در می آورد و در آنجا قرار می‌دهد. شما با توجه به این که آن شیء بیهوده است پاره‌اش می‌کنید و کودک گمان دارد شما دل او را پاره کرده‌اید. تا آنجا که رعایت حقوق کودک ، موجب وارد آمدن لطمه‌ای بر او نیست پذیرای مالکیت و آزادیش باشید.

انجام کار آنها

برخی از مادران و پدران برای فرزندان خردسال خود دلسوزی می‌کنند و کارهای او را بخصوص کار مدرسه را انجام می‌دهند. این کار نه تنها به امر تحصیل کودکان لطمه وارد می آورد، بلکه به شخصیت و اعتماد به نفس آنها هم صدمه می‌زند. چنین کودکانی شدیداً به والدین خود وابسته شده و اتکای به نفس را از دست خواهند داد. والدین باید اجازه و دستور دهند که کودک کار خود را انجام دهد و فقط به گونه‌ای او را هدایت و راهنمایی کنند. زیرا در غیر این صورت به جای فایده رساندن ضرر می‌زنند و فرزندان خود را تدریجاً افرادی ناتوان تربیت می‌کنند و بدین ترتیب عدم اعتمادشان به خود ، ریشه دار خواهد شد.

تحقیرها

این که فرزند شما در مقایسه با خودتان کوچک و ناتوان است و قدرت و توان انجام کارهای مهم را ندارد جای بحث و سخنی نیست ولی شما هرگز نباید کار او را به خود مقایسه کنید و در نتیجه خوار و بی مقدارش بشمارید. تحقیر کردن طفل سبب احساس بی اعتباری او خواهد شد. ما والدینی را می‌شناسیم که فرزندشان متناسب با سن و رشدش کار مهمی انجام می‌دهد؛ مثلاً مشق زیبایی می‌نویسد و یا نقاشی قشنگی را به پدر و مادر عرضه می‌کند. اما والدین به او نهیب می‌زنند که این چه مزخرفی است و با چنین تحقیری اعتماد به نفس او را می‌شکنند و یا بدون توجه ، کار کودک را با کار خود یا دیگران مقایسه کنند و می‌گویند من از تو بهتر می‌کشم و فلان کار از عهده تو خارج است و طفل آن را تحقیری برای خود به حساب می آورد.

به رخ کشیدن نواقص

ممکن است فرزند شما نقصی و یا نارسائی عضوی داشته باشد. او در این نقص و نارسائی مقصر نیست و اگر هم روزی اشتباه کرده و دچار چنین نقص مداومی شود نباید به خاطر آن سرزنش بشود و شخصیتش خرد و تحقیر گردد. برخی از والدین و مربیان مثلاً به خاطر عدم فرمانبری فرزند یا ضعف درسی او ، برای این که دلش را بسوزانند نقص عضو او را به رخش می‌کشند ، دل جریحه دار او را مجروح تر می‌سازند و خاطره‌ای را که طفل اصرار به فراموش کردن آن دارد از نو به یادش می آورند و در نتیجه روحیه او را می‌شکنند و باعث افسردگی اش می‌شوند و این خود خطا و لغزشی است که سبب پیدایش احساس حقارت در او می‌شود.

دلسرد کردن

آیا می‌دانید سخنان تلخ و رفتار نابهنجارتان با کودک سبب پیدایش چه دشواری و مسائلی می‌شود و چگونه او را از خود دلسرد و بیزار می‌کند. چه زشت است که والدین و مربیان با استفاده از قدرت و حاکمیت خود سخنانی را بر زبان آورند که موجب احساس ضعف و ناتوانی طفل شود. کودک کاری انجام می‌دهد که به نظر خود نوعی سرگرمی و اشتغال است. مأیوس و دلسرد کردن کودک از اقدام به یک امر موجب کشتن اعتماد به نفس و از دست دادن اطمینان خواهد شد. او طبعاً تصمیم خواهد گرفت که دیگر به کاری اقدام ننماید.

سرزنش بسیار

از مسائل و عواملی که اعتماد به نفس را در کودک می‌کشد سرزنشهای مداوم و افراطی است. سرزنشها ، برای کودک آینده‌ای هراس انگیز خواهد ساخت و سبب آن خواهد شد که او امور را با بدبینی بنگرد و بدین ترتیب روزگار حال و آینده‌اش تاریک شود. اگر تذکرات شما در اصلاح کودک مفید نیفتاد و یکی دو بار هم سرزنشش کردید و مؤثر واقع نشد، ضروری است سرزنشها را قطع کنید و علل و انگیزه‌های آن نابهنجاری یا بد رفتاری را تعقیب کنید. زیرا در مواردی خود طفل در وضع و موقعیتی قرار می‌گیرد که قادر به اصلاح وضع خود نیست و سرزنشهای مداوم شما او را بیش از پیش از خود مأیوس می‌سازد.

شکست دادن ها

ممکن است شما با فرزند خود بازی دوستانه‌ای داشته باشید. البته این کار ، مفید و ضروری است. در سایه آن می‌توانید به کودک درس بیاموزید، عیوب او را اصلاح کنید و ... . ولی آنچه قابل ذکر است این است که اصرار نداشته باشید کودک در بازی با شما شکست بخورد، مگر آنگاه که قصد داشته باشید از این طریق راه موفقیتی را به طفل بیاموزید. شکست کودک از شما ، بویژه اگر مکرر و مداوم باشد، سبب آن خواهد شد که او در توان و لیاقت خود شک کند و روح اعتماد به نفس در او کشته شود. ما منکر این امر نیستیم که کودک باید گاهگاهی طعم شکست را بچشد تا به تدریج کار آزموده و ورزیده شود، ولی این امر نباید مکرر شود.

کنترل ها

در طریق تربیت کودک و پرورش اعتماد به نفس در کودکان ، ضروری است که آنها را از جهاتی تحت کنترل قرار دهید. این کنترل ها درباره همه عوامل و مسائلی است که در جهت سازندگی و ویرانی بنای شخصیت کودکند. موارد زیر از آن جمله‌اند:

کنترل معاشرت

دوستان و معاشران طفل می‌توانند نقش مهمی را در زندگی او ایفا کنند. فرزندان ، خواسته و ناخواسته تحت تأثیر دوستان خود هستند و خوی و اخلاق آنها را کسب می‌کنند.

کنترل واردات ذهنی

خواندنیهای کودک را از کتاب ، روزنامه ، مجله ، و دیدنیهای او و شنیدنی هایش را تحت نظارت داشته باشید. ببینید او چه داستانی می‌خواند، چه فیلم هایی را می‌بیند و ... .

کنترل حیات شخصی

در این زمینه باید آمد و شدها ، زندگی خصوصی و انزواجویی های طفل را زیر نظر داشته باشیم. گاهی کودک در خلوت است و سرگرم خیالبافی و بزرگ کردن شکست و محرومیت خود ؛ و اگر در همان حال بماند، برای او زیانبخش است و حتماً باید از آن حالت بیرون آید.

کنترل تظاهرات و سخنان

از همان آغاز زندگی باید مراقبت داشت که کودک اسیر تظاهر و ریا و تملق و زرق و برق نگردد و اگر حالات و رفتار و یا گفتاری در این رابطه پدید آید باید آن را زیر نظر گرفت و جلوگیری کرد. حتی در مورد با هیجانات کودک باید کوشید که تعدیل گردد و او بی جهت تسلیم آن حالات نگردد.

کنترل افسوس ها

در این مسئله که کودک در صورت خطا کاری باید پی به اشتباهش ببرد، حرفی نیست. مخصوصاً باید موجباتی فراهم آورد تا او از کرده خود نادم و پشیمان شود. ولی نباید گذارد تمام فکر و ذهنش همیشه متوجه آن تأسف باشد و تدریجاً افسردگی بر او غالب شود. زیرا در چنان صورتی ، نه تنها اعتماد به نفس او جریحه دار می‌شود بلکه شخصیتش خرد خواهد شد.

همراهی ها

در طریق تربیت طفل و پرورش اعتماد به نفس در او باید قدم هایی برداشته شود که برخی از آنها عبارت اند از:

  • راهگشایی برای موفقیت کودک و آماده کردن امکانات برای رشد او.
  • استفاده از فرصتهایی که گاهی در مسیر زندگی انسان پدید می آید و قرار گرفتن در آن موجب رشد است.
  • بکارگیری رغبتهای کودک و در نظر داشتن تمایلات او تا حدی که موجب غرور و لوسی او نشود.
  • حمایت از کودک ، بویژه زمانی که او با محرومیت یا شکستی مواجه شده است.
  • ارائه راههای تازه برای موفقیتهای بعدی و دمیدن روح امید برای حرکت مجدد او.
  • کشف استعدادهای نهان و بکار انداختن آنها در طریق حرکتهای جدید کودک.
  • ایجاد تنوع در زندگی از طریق گردشها ، تفریحات و جابه جایی ها.
  • استفاده از غرور کودک برای رشد او و حرکت دادن او و ایجاد جرأت و شهامت در او.
  • و بالاخره سعی در حفظ روحیه کودک ، احترام گذاری به شخصیت او و شاداب نگه داشتن او.

نشان اعتماد به نفس در کودکان

این که آیا فرزند کوچک ما به تناسب سن و رشد ، براین فرض که مثلاً حدود هفت تا ده ساله ، باشد از اعتماد به نفس کافی برخوردار است یا نه؟ باید بگوئیم نشانیهایی در این رابطه وجود دارد که اهم آنها عبارتند از:

  • خود را دوست دارد و برای شخصیت خویش احترام قائل است.
  • می‌تواند کودکان دیگر را دوست بدارد و حتی در راه آنها گذشتها و خدماتی داشته باشد.
  • در سخن گفتن متین و آرام و برخود مسلط است، نه لکنت دارد و نه عجله و شتاب.
  • در بین جمع حرف خود را می‌زند و از شخصیت خود دفاع می‌کند.
  • چهره‌اش بشاش و نگاهش مطمئن و به خود امیدوار است و طبعاً دلهره و اضطراب ندارد.
  • وظیفه‌ای را که به او واگذار می‌شود پذیراست و در انجام آن می‌کوشد.
  • بسیار خجول و منزوی نیست و از افسردگی و یأس به دوراست.
  • بیش از این که از دیگران متوقع باشد از خود توقع دارد و کار خود را به تنهایی انجام می‌دهد.
  • به لیاقت و مهارت خود تا حدود نسبتاً زیادی مطمئن است.
  • در برابر امور و جریانات بی تفاوت نیست، می‌کوشد با ملاحظه خود ، گامی در طریق انجام وظیفه بردارد.
  • از شکست و محرومیت دیگران شادکام نمی‌شود و سعی می‌کند دیگران هم به خوشی دست یابند.
  • برای کار و زندگی خود برنامه‌ای دارد و با نظم و دقت به پیش می‌رود، بدون این که دچار عجله شود.
+ نوشته شده در  شنبه 16 مهر1390ساعت 12:14  توسط خانم سلیمیان  | 

 

 

 

        

 

اینترنت  و کودکان

در جهان بیش از 10 میلیون کودک با اینترنت سر وکار دارند آنها برای دستیابی به اطلاعات و برقراری ارتباط با دوستان و اعضای خانواده از طریق نامه الکترونیکی آموختن مهارت های رایانه ای و شرکت در بحث به اینترنت مراجعه می کنند

کودکان ساکن روستاها می توانند با استفاده از اینترنت موزه ها یا مکان های دیدنی شهرها و سایر کشورها را ببینند کودکان بیمار و ناتوان می توانند با سایر همسالان خود گفتگو کنند و از احساس تنهایی خود بکاهند . نوجوانان هنگام Chat کردن با دوستان اینترنتی خود در مورد افکار و احساسات مهم و ناراحت کننده ای که در خویش سراغ دارند راحت تر سازگاری پیدا می کنند در بعضی کشورها حدود 80% مدارس ابتدایی و راهنمایی به اینترنت دسترسی دارند و بسیاری از مشاغل به مهارت های اینترنتی نیازمند می باشند . مع الوصف لازم به تذکر است کار با رایانه و اینترنت موجب بهبود وضعیت تحصیلی کودک نمی شود . کودکان بهترین آموزش را با داشتن معلمین مجرب و تحصیل در کلاس های کوچک تر بدست می آورند . برای استفاده موثر از این ابزارهای الکترونیکی به آموزگاران ماهر و زمان کافی نیاز است تا دانش آموزان مورد توجه و تربیت انفرادی و مناسب قرار گیرند.

خطرات اینترنت

1-    اشخاص ناشناس و حتی افراد کودک آزار می توانند سهمی در برقراری ارتباط با کودک از طریق E-mail  و Chat room داشته باشند

2-    دریافت E-mail با محتوای جنسی

3-    دسترسی آسان به پایگاه هایی که تصاویر مربوط به بی مبالاتی های جنسی و خشونت ورزی و مصرف مواد را تبلیغ می نمایند

4-    مواجهه با اطلاعات عجیب غلط و زبان های غیر متعارف

5-    ظاهر شدن پیام های مستهجن بر روی صفحه

6-    اینترنت مثل تلوزیون می تواند زمان لازم برای مطالعه بازی فعالیت های اجتماعی و بودن در دنیای واقعی را کاهش دهد

7-    کوکان علاوه بر دیدن صفحه رایانه نیاز دارند سایر حواس خود را مانند بوییدن شنیدن و حس کردن پرورش دهند

8-    بدنبال با استفاده زیاد از رایانه چشم دست و ستون فقرات کودکان آسیب می بیند

9-    تبلیغات مربوط به مصرف سیگار و الکل بر صفحه اینترنت بدون محدودیت برای کودکان ظاهر می شود

10-           سوء استفاده از کودکان در آگهی های بازرگانی با استفاده از بولتن ها جوایز بازی ها و تصاویر رنگی

11-           غالبا برای مقاصد بازا ریابی با استفاده از شخصیت های آشنای کارتونی از کودکان اطلاعات شخصی گرفته می شود

12-           از قصه گویی برای فروش کالاهای تجاری استفاده می شود نه ایجاد کنجکاوی در ذهن پویای کودکان

نکاتی برای والدین

در  مورد اینترنت اطلاعات بیشتری به دست آورید و مهارت خود را در استفاده از آن افزایش دهید

فعالیت های سنی و رشدی مناسب با کودکان خود را تعیین کنید مثلا کودکان سنین دبستانی به نظارت مستقیم و هشدار مداوم در مورد تبلیغات و ارتباط با Chat room نیاز دارند لازم است به نوجوانان یادآوری شود که به رعایت نکات ایمنی در اینترنت و مدت زمان استفاده از آن توجه داشته باشند

همراه با کودک از اینترنت استفاده کنید . با هم پایگاه ها را جستجو کنید نقش تبلیغات را توضیح دهید . بر خطرات اصلی اینترنت تمرکز کنید . این قانون مطلق را تکرار کنید هرگز کسی را از طریق اینترنت ملاقات نکنید این قانون را مرتب تکرار کنید از نرم افزارهای بلوک کننده مثل Net Name caser و patrel استفاده کنید

پایگاه های کتاب خوانی برای کوکان مناسب هستند و او می تواند به تنهایی به آنها مراجعه کند برای نظارت آسان تر والدین بر کودکان باید رایانه را در محلی عمومی و قابل دسترس برای همگان قرار داد

اجازه ورود به Chatroom را فقط با نظارت بدهید

در مدت زمان استفاده از اینترنت الگوی خوبی برای کودک باشید زمان استفاده را به هدفی خاص محدود کنید

همه نرم افزارهایی را که به خانه آورده می شوند ارزیابی کنید

در مورد مسائلی که در رابطه با فعالیت های رایانه ای و اینترنتی در   مدرسه   کودک اتفاق می افند اطلاعات به دست آورید  


 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 شهریور1390ساعت 12:13  توسط خانم سلیمیان  | 

چرا كودكان پيش‌دبستاني از والدين خود فرمان نمي‌برند ؟


كودك دبستاني شما به لطف خدا از مرحله‌ي جيغ و داد و دعوا گذشته است. ولي هنوز هم نمي‌توان گفت فرمان‌بردار است. در واقع، وقتي براي شام صدايش مي‌كنيد از آمدن خودداري مي‌كند، درخواست شما را براي برداشتن جوراب‌هايش ناديده مي‌گيرد، و هرگاه از او مي‌خواهيد زباله‌ها را بيرون ببرد با يك "براي چي ؟" جدي و مطمئن پاسخ‌تان را مي‌دهد.
شايد از خود بپرسيد «پس چه اتفاقي داره مي‌افته ؟»، «من در تربيت بچه‌م قاصر بودم، يا اون فقط مي‌خواد حال منو بگيره ؟»
باور بكنيد به احتمال زياد هيچ اشتباهي در كارتان نيست. گرچه نااميدكننده، ولي عادي ست كه كودك دبستاني خط قرمز‌ها و انتظارات والدين را امتحان كند. به گفته ي سوزان آيرز دنهام، استاد روان‌شناسي در دانشگاه جورج ميسون درفيرفاكسِ ويرجينيا، در دوران حاضر «نافرماني يافتن راهي براي قبولاندن حقوق خود به ديگران است».
وقتي كودك دبستاني شما به بلوغ نزديك‌تر مي‌شود و چيزهاي بيشتري از دنياي اطراف خويش مي‌آموزد، عقايد خود را در مورد روابط و قواعد شكل مي‌دهد (يا عقايد ديگران را مي‌پذيرد). پس اگر تلاش مي‌كند كه با مقاوت در برابر شما و راهنمايي‌هاي «احمقانه‌تان» حرف خود را به كرسي بنشاند، تعجب نكنيد. گرچه، برخلاف كودكان كم‌سن‌تر، اگر از فرزند بالغ‌ پرخاش‌گر خود بخواهيد كاري را كه دوست ندارد انجام دهد، احتمالا عصباني نخواهد شد. ولي ممكن است وانمود كند كه نشنيده است، يا بسيار آهسته و يواش به درخواست شما پاسخ دهد. («منظورت اين بود . . . كه اون جورابا رو امروز بردارم ؟»)

براي مقابله با نافرماني چكار مي‌توان كرد ؟


دركشان كنيد. وقتي از كودك خود مي‌خواهيد براي ناهار بيايد و او فرياد مي‌زند كه «الان نه!» و اگر دوباره خواستيد كه به هر حال بيايد و عصباني شد، خود را جاي او بگذاريد. اگر در حال اسكيت بازي كردن با دوستان‌اش است، بگوييد كه مي‌دانيد تركِ بازي كار سختي‌ست ولي غذا آماده شده است.
اين كار براي اين است كه به او نشان دهيد، علي‌رغم اينكه جزئي از مشكل بوده‌ايد، ولي در واقع طرف او هستيد. سعي كنيد عصباني نشويد (حتي اگر همسايه‌ها سرگرم تماشاي اين نمايش بين شما و كودك دبستاني‌تان باشند). مهربان و درعين حال درخصوص ضرورت آمدنش مصر باشيد.
حد و حدودي مشخص كنيد. كودكان دبستاني نيازمند – و حتي خواهان- محدوديت هستند، پس اين محدوديت‌ها را وضع كنيد  و مطمئن شويد كه فرزندتان از آنها اطلاع دارد. حد و حدود را گوشزد كنيد، «اجازه نداري بدون اجازه از تلفن استفاده كني»، يا «يه بار كه بهت گفتم بايد بياي».
اگر فرزندتان (مثل هر بچه ديگري) در اطاعت از اين حدود مشكل دارد، روي راه‌حل‌ها كار كنيد. در مورد وضعيت پيش‌آمده صحبت كنيد و سعي كنيد كه به عمق مسئله‌ي نافرماني فرزندتان راه يابيد.
شايد به اين دليل از انجام دادن تكاليف خانه خودداري مي‌كند كه در رياضيات مشكل دارد. در اين شرايط، يك بازي رايانه‌اي رياضي يا چند جلسه‌ي تقويتي با برادر يا خواهر بزرگتر موثر خواهد بود. يا به اين خاطر از پذيرش درخواست شما مبني بر رفتن براي ناهار يا چيز ديگر سر باز مي‌زند كه به اندازه كافي وقت بيرون رفتن ندارد. اگر بداند كه شما نيز به همراه او در پي يافتن راهي براي حل مشكل هستيد، ميزان نافرماني خود را كاهش خواهد داد.
اخلاق و رفتار خوب را تقويت كنيد. با اين كه تنبيه زباني به هنگام نافرماني فزرندتان وسوسه‌كننده است، توصيه مي‌كنيم كه زبان خود را نگه داريد. به گفته‌ي جين نلسون، نويسنده‌ي سري كتاب‌هاي «انضباط مثبت»، "وقتي رفتار بدي از كودك سر مي‌زند، بلافاصله خود احساس بدي خواهد داشت. اين فكر از كجا آمده است كه براي بهبود رفتار كودكان، بايد ابتدا كاري كنيم كه احساس بدتري نسبت به خود داشته باشند ؟» در واقع اين كار تنها به رفتاري منفي‌تر خواهد انجاميد.
در عوض، سعي كنيد وقتي فرزندتان كار خوبي انجام مي‌دهد، او را تشويق كنيد. به ياد داشته باشيد، تاديب كودك دبستاني‌تان به معناي كنترل وي نيست – به جاي آن به او بياموزيد كه خود را كنترل كند.
تنبيه ممكن است او را به خوب رفتار كردن وادارد، ولي تنها از روي ترس است. بهتر است كه او كار خوب را با ميل خودش انجام دهد چون اين‌كار روز را براي او خوشايند‌تر مي كند و احساس خوبي در او ايجاد مي‌كند.
معذلك به كودك خود بفهمانيد كه وقتي قانوني را زيرپا مي‌گذارد، پيامدهايي خواهد داشت. به جاي تنبيه، منطقي و روراست باشيد: «اگه تو خونه با توپ فوتبال بازي كني، مجبورم بذارمش تو گاراژ و ديگه بهت ندمش».
از بهانه‌ها استفاده‌ي مثبت كنيد. وقتي كودك دبستاني شما به خاطر اينكه چيزي يا كاري مطابق ميل‌اش نبوده، در آستانه‌ي عصباني شدن قرار مي‌گيرد، به او كمك كنيد تا خونسردي خود را بازيابد. به جاي دستور تنبيهي («برو تو اتاقت»)، وي را تشويق كنيد كه در گوشه‌ي مورد علاقه‌اش در اتاق‌خواب خود يا كاناپه‌اي راحت در نشيمن تنها بنشيند تا آرام گيرد.
شايد كودك شما حتي بخواهد «جايي براي تمدد اعصاب" براي خود پيدا كند - با يك بالش بزرگ، رواندازي نرم، و چند كتاب محبوب خودش. اگر از درخواست شما سر باز زد، پيشنهاد دهيد كه با هم كتابي بخوانيد يا به پياده‌روي برويد.
اگر باز مخالفت كرد، خودتان تنها برويد – فقط براي آرام شدن. اين كار شما نه تنها مثالي خوب براي او خواهد بود، بلكه براي خودتان نيز فرصت استراحتي ارزشمند پديد خواهد آورد. آنگاه كه هر دوي شما احساس آرامش كرديد، زمان صحبت كردن در مورد رفتار مناسب فرا رسيده است.
به كودك دبستاني خود قدرت و اختيار بدهيد. سعي كنيد براي فرزند خود فرصتي براي بروز دادن استقلال شكوفاشده‌اش فراهم آوريد. بگذاريد خود لباس‌هايش را انتخاب كند (البته تا جايي كه تميز و فاقد لك يا سوراخ باشند).  به عقيده‌ي نلسون «اين نوع مشاركت به اين معنا نيست كه كودك دبستاني شما همه‌كاره است. بلكه تنها نشان مي‌دهد كه به وي و نيازهايش اهميت مي‌دهيد.»
راه ديگري براي اينكه به كودك‌تان كمك كنيد بيشتر احساس اختيار كند اين است به جاي اينكه بگوييد چه‌كار نمي‌تواند بكند، بگوييد چه كاري مي‌تواند بكند. به جاي اينكه بگوييد «نه، تو خونه با اون توپ بازي نكن»، بگوييد «برو تو حيات تمرين كن.» كودك شما اكنون ديگر براي درك توضيح مسائل به اندازه‌ي كافي بزرگ شده است، پس به او توضيح دهيد كه چرا تمرين بيس‌بال در خانه كار اشتباهي‌ست.
موضوع دعواي خود را انتخاب كنيد.  اگر مي‌خواهد براي ناهار كيك بخورد و صبحانه كره‌ و ژله دوست دارد، اشكال اين كار چيست ؟ برخي اوقات راحت‌تر است كه از منظر ديگر به مسائل بنگريد – مثلاً به وقتهايي كه موهايش را شانه نمي‌زند، يا لباس‌هاي تميزش را به جاي كمد لباس، زير تختش مي‌گذارد.
مصالحه. از شرايطي كه ممكن است موجب تحريك نافرماني كودك‌تان شود اجتناب نماييد. اگر چند وقتي‌ست كه يكي از دوستان او عصباني‌اش مي‌كند، براي مدتي يك هم‌بازي ديگر را به خانه دعوت كنيد. اگر از اينكه ديگران به كلكسيون ‌اش دست بزند متنفر است، پيش از آمدن مهمان‌ها آنها را در كمد بگذاريد.
به هر جهت، اگر به ناگاه خود را در موقعيت بغرنجي يافتيد، مي‌توانيد حد وسط را بگيريد. اين روش 100 درصد كارايي ندارد، ولي ارزش امتحان را دارد.
به سن و توانايي‌هاي او احترام بگذاريد. وقتي از كودك دبستاني خود مي‌خواهيد كه تخت‌خوابش را مرتب كند، يا ميز را تميز كند، نخست مطمئن شويد كه مي‌داند چطور اين‌ كار را انجام دهد. وقتي را صرف آموزش كارهاي جديد به او كنيد، و تا زماني كه به طور كامل در آن كار مهارت پيدا نكرده است با هم انجامش دهيد. برخي اوقات آنچه به نظر نافرماني مي‌آيد، تنها ناتواني در انجام مسئوليتي دشوار ا‌ست كه بر عهده‌ي كودك گذاشته‌ايد.
در نهايت، به دنياي منحصر به فردي كه كودك شما در آن زندگي مي‌كند احترام بگذاريد. به جاي اينكه انتظار داشته باشيد پس از بردن بازي بيايد و در در آماده كردن غذا به شما كمك كند چند دقيقه‌اي به او فرصت دهيد تا از حالت خوشحالي پيروزي بيرون بيايد. («پسرم، پنج دقيقه ديگه مي‌خوايم غذا بخوريم، پس لطفاً بازي رو تموم كن و ميز رو بچين.»)
او احتمالاً دوست ندارد بازي را رها كرده و با چنگال و قاشق ور برود– در واقع، احتمال دارد كه در تمام مدت اين كار غرولند كند. ولي تا زماني كه صبور و پايدار باشيد، كودك شما در نهايت خواهد آموخت كه نافرماني راه درستي براي دستيابي به آنچه مي‌خواهد نيست.

+ نوشته شده در  جمعه 26 فروردین1390ساعت 1:22  توسط خانم سلیمیان  | 

چرا فرزندم از شب می ترسد؟

كودكي كه در زمان نوپايي يا در سنين پيش دبستاني در خواب نمي ترسيد، حال كه بزرگتر شده است ممكن است عجيب به نظر برسد اگر از چيزهاي زيادي بترسد (مثالا ترس از تاريكي، ترس از هيولايي كه زير رختخواب قايم شده است و ترس از به تنهايي خوابيدن) اما اگر از ديدگاه تكاملي l به آن نگاه كنيم، چيزي غير طبيعي نيست. كودكان مدرسه اي تفاوت بين واقعيت و دنياي خيالي را تشخيص مي‌دهند اما در عين حال تخيلات زنده‌اي دارند كه گهگاه با آنها همراه مي‌شوند. دسترسي بيشتر به برنامه هاي تلويزيوني، ويديوها، كتاب و اخبار هم پيام هاي ترسناك بيشتري را به بچه ها منتقل مي‌كند. دنياي او حالا نسبت به زماني كه كوچك‌تر بود بسيار بزرگ‌تر شده است.اين مسئله روزها جذاب و سرگرم كننده است اما شب ها مي‌تواند ترسناك باشد.
 پاتريشيا شيت، استاد آموزش مشاوره در دانشگاه آلاباما در بيرمنگام مي‌گويد «ترس‌هاي شبانه، ترس از تاريكي، جدا شدن از والدين، ترس از صداها و آدم بدها كه كتك مي زنند، مرحله اي طبيعي از رشد است كه به مراتب بيشتر از آنچه والدين انتظار دارند، يعني حداقل تا 8 يا 9 سالگي طول مي‌كشد». كودكان مدرسه اي كاملاً اين واقعيت را درك مي‌كنند كه چيزهايي در دنيا وجود دارد كه مي تواند به آنها آسيب برساند و والدينشان هميشه نمي‌توانند از آنها محافظت كنند. در همين سن است كه ترس از اين كه مبادا چيز وحشتناكي براي مامان يا بابا اتفاق بيفتد، ظاهر مي‌شود. كودكي كه بين 5 و 8 سالگي است، ممكن است مثل يك فرد بزرگسال نتواند مرور ذهني آن روز و پيش بيني فردا را كنار بگذارد. به طور مثال، كودكتان ممكن است به شما بگويد كه از صداي ترسناكي ترسيده است اما در حقيقت ممكن است جنگ در خاور ميانه كه از زبان همكلاسي‌هايش شنيده است او را ترسانده باشد. كار شما تا 10 سال آينده اين است كه به فرزندتان كمك كنيد تفاوت بين خطر واقعي (سوار ماشين يك غريبه شدن يا سيگار كشيدن) و چيزي كه تهديدي شخصي محسوب نمي‌شود (جنگي كه در يك گوشه دنيا)را تشخيص دهد.

+ نوشته شده در  جمعه 26 فروردین1390ساعت 1:15  توسط خانم سلیمیان  | 

موسیقی در کودکان:

 

 نوع موسیقی و تاثیر آن بر کودک

دنیای امروز دنیایی است مکانیزه و ماشینی که میتوان گفت تمامی انسانها و حیوانات و یا تمامی موجودات زنده ایی که بر روی این کره خاکی زندگی می کنند بخشی از زندگی خود را با موسیقی سپری می کنند. به عنوان مثال در کشور هلند برای پرورش گل در زمانهای خاصی از شب برای افزایش رشد گیاهانشان از موسیقی آرام استفاده می کنند.اگر ما بخواهیم تاثیر موسیقی بر روح و روان کودکانمان را دریک جمع بندی خلاصه کنیم میتوانیم به طور کلی بگوییم که مخ به دونیم کره شکل گرفته است که یک قسمت ازآن برای محاسبات اعداد و ارقام وقسمت دیگر آن به طور کامل مربوط به قسمت هنرهای یک انسان محسوب می شود پس موسیقی یکی ازعاملهای محرک برای تخلیه روح و روان شناخته شده و می شود.

نــوع موسیقــــی و اثــــر آن بر روح و روان کـــــودکانمان :

تاثیرات روانی موسیقی هایی از نوع 8/6 را در عده ایی ازکودکان می توان پیدا کرد که یک حس شاد بودن با یک انرزی اضافی دربیشتر اوقات در وجودشان دیده می شود اما از رویی دیگر در تعداد زیادی ازکودکان دیده می شود که به علت زیاد از حد گوش دادن موسیقی های خاص که خانواده ها بیشتر به آنها علاقه دارند ذهن کودکانشان مجبور و یا عادت به دیدن و شنیدن اینگونه موزیک های خاص شده است و سبکهای دیگرموسیقی که مربوط به سنین آنها می باشند نمی توانند تحمل کنند. و گاه درعده ایی ازآنها پرخاش گریی حرکات ناموزون و یا سکوت های طولانی و … دیده می شود که اگر به اصل این موضوع برگردیم می بینیم که یکی ازعوامل اینگونه حالات شنیدن و دیدن این موزیک ها میباشد که باعث اثر مستقیم روی آنها شده است که درسنین بالاتر می توان طرز پوشیدن لباس و آداب و منششان به تقلید از آن گروهها را اشاره کرد که دربعضی موارد دچارحوادثی غیرقابل جبران می شود که باید کاملا جدی گرفت. حال اگر موسیقی ایی که مربوط به سنین آنها باشد را قبل ازرفتن به مهد کودک ویا مدرسه برایشان گذاشته شود وحس حاکم برفضایی را که فرزندانمان دوست دارند برایشان درست شده باشد می تواند تآثیرات زیر را داشته باشد :

  • شادابــــی و نشاط
  • آرامش روحـــی و روانــــی ( باانرژی اضافـــی )
  • آمادگی ذهنـــی برای فـــراگیری مطالب

بهادادن به هنـــــرهای کــــودکان :

کودک امروز آینده فردای جامعه هر کشور را تضمین می کند و به نوعی خلاقیت هایی که دروجودشان حاکی است اگر ارزش و بها داده شود می توانند در آینده نزدیک به نوعی به ارزشهای خود و جامعه آن کشور جامه عمل بپوشاند و می توان گفت ایده ها و نظرهایشان با کوچک بودن ازدید ما ایده های بزرگی ازدید خودشان می باشد که اگر این ایده ها را از بعدی دیگر نگاه کنیم می تواند به نوعی ایده های بزرگی برای ماهم به حساب آید. در بعضی از انسانها دیده می شود که در سنین پایین آموزشهایی دیده اند که به نسبت طرز فکرشان و خلاقیت هایشان بالاتر از دیگر افراد آن گروه سنی می باشد و می توان گفت که از کودکی مسیری را برای خود روشن کرده اند.

کودکانی وجود دارند که با سنین پایینی که دارند نوازندگان خوبی هستند و یا عده ایی از آنها هستند که کار با رایانه را به راحتی انجام می دهند و کارهایی ناخداگاه انجام می دهند که اصلا به سنین آنها نمی خورد. دربعضی از خانواده ها دیده می شود که بدون هیچ توجهی از کنار این هنرها و کارها به سادگی می گذرند و به جای تشویق فرزندانشان با یک کلمه " آفرین " یا " خوب است " و یا " برو حوصله ندارم " به راحتی از آن حرکت مثبت می گذرند ولی اگر بلعکس فقط با دادن یک کادوی کوچک آنها را تشویق کنیم فردای آن روزبه کارهای فراتر از آن می پردازند و یا با جدیت بیشتر به تمرین های آموزشی خود می پردازند . تمامی این حالات درزمانی میتواند اتفاق بیفتد که ذهنیت فرزندانمان رو به شاد بودن و یا بهتر است بگوییم رو به مثبت حرکت کند و هیچگونه فکر اضافی و یا فکر منفی برای ذهن آنها تراشیده نشده باشد.

 

+ نوشته شده در  جمعه 19 فروردین1390ساعت 15:4  توسط خانم سلیمیان  | 

بد رفتاری در کودکان:

 

 با کودکان بد رفتار چه کنيم؟

کودکان از بدو تولد بي تربيت، گستاخ، زورگو يا خودخواه نيستند. اين خصوصيات رفتاري، اکتسابي اند زيرا کودکان با بروز اين حرکات به آنچه که مي خواهند ميرسند، مگر اينکه به موقع مداخله کرده و به کودک نشان دهيد که اين رفتارهاي عجيب و غريب، فايده اي ندارد و تنها باعث بدتر شدن شرايط مي شود و سعي کنيد او را به رفتار قابل قبول تري تشويق نماييد. مطالب زير راهکارهايي را به صورت مرحله به مرحله براي رويارويي با 10 مشکل عمده کودکان ارائه مي دهد.

مشکـــل اول: مسايل مـــادي

با گفتن کلمه نمي خرم، هرگز احساس گناه نکنيد. مشاجره هاي بين والدين و فرزندان معمولاً خوشايند نيست ممکن است بارها پيش آمده باشد که فرزندتان از تصميم گيري شما خوشش نيامده است.

 

رعايت حق تقدم و اولويت را به او ياد دهيد

در تعطيلات و جشن تولدها، از کودکتان بخواهيد ليستي از آنچه را که دوست دارد تهيه کرده و آن چيزهايي را که بيشتر دوست دارد در اولويت قرار دهد. خردسالان را تشويق کنيد آن چيزي را که دوست دارند با نقاشي برايتان بکشند. موقع پخش پیامهای بازرگانی، تلویزیون را خاموش کنید. تحقيقات نشان داده است که هر چه کودکان کمتر پيام هاي بازرگاني تلويزيون را ببينند کمتر براي خريد چيزهاي جديد بهانه گيري مي کنند. به همين دليل تلويزيون را در زمان پخش آگهي ها خاموش کرده و يا براي آنها توضيح دهيد همه چيزهايي را در اين آگهي ها تبليغ مي شود واقعيت نداشته و صرفاً شگردي براي فروش بيشتر محصولات شرکت هاي تجاري است.

به کــــودک خود ياد بدهيد آنچه دارد به ديگــــران نيــــز ببخشد.

مي توانيد از او بخواهيد که بخشي از هزينه هايي را که براي خريد لوازم مورد نياز او کنار گذشته ايد با کمال رضايت به يک مؤسسه خيريه ببخشد.

مشکـــل دوم: حاضــــر جوابــــي

هرگاه فرزندتان رفتار بي ادبانه اي از خود نشان داد بلافاصله او را از اين کار منع کنيد. به طور مثال مي توانيد بگوييد: وقتي با تو صحبت مي کنم، مدام به اين طرف و آن طرف نگاه مي کني .اين کار بي ادبانه است و بايد از اين کار دست برداري.

به او اعتنــــا نکنيد

آه نکشيد، شانه هايتان را بالا نيندازيد يا خشمگين نگاه نکنيد، صحبت خود را قطع کنيد تا زماني که او از حاضر جوابي دست بردارد.

او را به رفتـــارهاي مــــؤدبانه تشـــويق کنيد.

هر زمان متوجه شديد که فرزندتان رفتار مودبانه اي از خود نشان داد اين موضوع را به او يادآوري کنيد. به طور مثال به او بگوييد: از اين که مؤدبانه به حرف هاي من گوش دادي متشکرم. اين کا ر تو واقعاً قابل تقدير است.

مشکل ســــوم: ناســـــزا گفتن

به زبان آوردن کلمات غيرمجاز را ممنوع کنيد. اين قانون را براي او شرح دهيد: «وقتي از چيزي مطمئن نيستي آن را به زبان نياور». هر زمان که فرزندتان ناسزايي را به زبان آورد، بلافاصله آن را به ليست کلمات غيرمجاز اضافه کنيد. توضيح دهيد که چرا ناسزاگويي کاري زشت و غيرقابل قبول است و بسياري از مردم به زبان آوردن اين کلمات را نادرست مي دانند. اگر يک بار اين کلمه را به زبان آورد، ممکن است تکرار آن ، به صورت عادت در آيد و اين کلمات زشت را در برابر پدربزرگ و مادربزرگ، معلمان يا والدين دوستان شان هم تکرار کنند.

کلمه مــــورد قبــــول را جانشين آن کنيد.

کلمات خنده داري که اصلا ناخوشايند نيستند را انتخاب کنيد تا به جاي کلمات نامناسب استفاده شود و يا اين که فرزندتان خودش از کلماتي استفاده کند که بار منفي ندارد. مثل : بي ادب

احساساتـــــي نشويد.

وقتي که فرزند خردسال تان براي اولين بار کلمه نادرستي را تلفظ کرد به او بگوييد: «در خانواده ما از اين کلمات استفاده نمي شود» و به کودکان بزرگتر گوشزد نماييد که شما به خوبي با قوانين اين خانه آشنايي داريد، ديگر نمي خواهم اين کلمه را بشنوم.

مشکـــل چهـــارم: دروغگـــــــويي

از او بخواهيد که در گفته هايش صادق باشد، به فرزندتان بگوييد: «همه افراد خانواده ما مايلند هميشه نسبت به ديگران صادق باشند.» وقتي در صحبت هايش صداقت را حفظ مي کند از او به دليل کاري که انجام داده قدرداني کنيد. براي او شرح دهيد که چرا دروغ گويي کار بدي است.توضيح دهيد که وقتي حقيقت را نمي گويد ديگران را به دردسر انداخته، احساسات آنها را جريحه دار کرده و هيچ کس به او اعتماد نمي کند و اينکار به شکل عادتي در مي آيد که ترک کردنش بسيار مشکل است. به کودکان ياد دهيد که راستگويي سبب اطمينان مي شود. اگر متوجه شديد که کودکتان دروغ مي گويد از او اين سؤالات را بپرسيد تا وجدان او را بيدار کنيد: آيا کاري که انجام داده اي درست بود؟ چرا فکر مي کني که با گفتن اصل ماجرا مرا نگران مي کني؟ آيا مي داني اگر همه اعضاي يک خانواده هميشه به يکديگر دروغ بگويند، چه اتفاقي مي افتد؟

مشکل پنجـــم: سرپيچــــي و نافرمانــــي

توضيح دهيد که از او چه انتظاراتي داريد. به او بگوييد: «خوب به حرف هايم توجه کن. وقتي دارم با تو جدي صحبت مي کنم و تأکيد مي کنم که در گفته هايم جدي هستم، پس بدان واقعاً جدي هستم. «همچنين ممکن است بگوييد: «اگر واقعاً دليل خوبي براي انجام ندادن کاري داري مي تواني با لحن مؤدبانه اي آن را به من بگويي.» سعي کنيد براي هر کاري زمان مشخصي تعيين نماييد. هر گاه او با شما بحث مي کند، خواسته خود را کلمه به کلمه براي او تکرار کنيد. به طور مثال بگويد: شام ساعت 7 حاضر است، تو بايد دقيقاً در همان ساعت سرشام حاضر شوي.

به او حـــق انتخاب بدهيد، تا کمـــي آزادي عمل داشته باشد.

از او بپرسيد: «هنوز بعضي از کارهاي مربوط به خودت را انجام نداده اي آيا مايلي آنها را الان انجام دهي يا بعد از شام؟» گاهی اوقات با او کنار بیایید. مثلا بگوييد: الان وقت انجام تکاليفت است ولي تو در حال حاضر داري بسکتبال بازي مي کني. آيا بهتر نيست بازي بسکتبال را تا نيم ساعت ديگر تمام کني و پس از آن به تکاليفت برسی؟

با ار اتمـــام حجت کنيد.

به او توضيح دهيد که اگر آنچه را که شما از او مي خواهيد انجام ندهد، بايد منتظر عکس العمل شما و نتيجه عمل خود باشد.

+ نوشته شده در  جمعه 19 فروردین1390ساعت 15:2  توسط خانم سلیمیان  | 

انضباط در کودکان:

 

 انضباط در کودکان

انضباط يعني حذف رفتار غلط از طريق آموزش. به اين ترتيب انضباط صرفا تنبيه نيست و هدف غائي آن آموزش خويشتنداري به كودك است. تنبيه طاقت فرساي كودك به منظور كنترل رفتار او فرايند يادگيري را مختل كرده و در قبال تكيه بركنترل خارجي بهاي گزافي رامي پردازد كه همانا تكوين نيافتن خويشتنداري است. روشهاي شايع و موثر در كنترل رفتار نامطلوب كودكان عبارتند ازسرزنش؛ تنبيه بدني وتهديد كردن ؛كه آثار جانبي زيانبار بالقوه اي براحساس امنيت و اعتمادبه نفس كودكان دارند. هر چه از سرزنش بيشتر استفاده شود اثربخشي آن بيشتر تقليل مي يابد. نبايداجازه داد كه دامنه سرزنش از ابراز ناخشنودي درباره يك ميل خاص كودك تجاوز كرده وبه عبارات تحقيرآميزي برسد كه كودك ممكنست آنرابه منزله فقدان علاقه به خودتلقي كند. سرزنش ممكنست تا سطح بدرفتاري رواني افزايش يابد.


تاثير تنبيه بدني خفيف وت كراري نيزبتدريج كم شده و والدين را وسوسه مي كند تا تنبيه جسمي را شديدتر كنند و به اين ترتيب خطربدرفتاري باكودك را افزايش مي دهد. شايد قويترين و از نظر روانشناسي ؛زيانبارترين راه كنترل كودك آن است كه والدين تهديد كنندكه كودك را رها يا از او صرف نظر مي كنند.كودكان در هرسني ممكنست تا مدتها پس ازتهديد در ترس و اضطراب باشند كه مبادا والدين را ازدست بدهند. يكي از روشهاي رايج ديگر عبارتست از تقويت مثبت رفتار پسنديده كه وسيله اي كارآمد براي شكل دادن به رفتاركودك است؛ بويژه اگرتقويت مثبت بلافاصله پس از رفتار پسنديده صورت گيرد. اين روش؛ خويشتنداري و اعتماد به نفس را تقويت مي كند.


تربيت فرزند شامل برقراري توازني پويا بين محدود كردن ازيك سو و دادن آزادي ابراز وجود و امكان كاوشگري و تشويق آنها ازسوي ديگراست. كودكاني كه رفتار غير قابل كنترل دارند هنگامي كه براي رفتارهايشان محدوديتهاي روشني تعيين وبرآنها تاكيد مي شوداصلاح شوند.به طور كلي با اعمال محدوديتهاي روشن ؛كودك احساس راحتي وامنيت بيشتري مي كند. به هرحال والدين بايد درمورد زمان ومكان اعمال محدوديت با يكديگر توافق داشته وسپس باتوجه به قدرت شناخت كودك؛محدوديت وپيامد شكستن آن را بوضوح به وي نشان دهند.تاكيد بر اجراي محدوديت بايدثابت ومحكم باشد. يادگيري تعداد زيادي ازحدومرزهاي رفتاري براي كودك دشواربوده و ممكنست مانع رشد طبيعي خودمختاري دركودك شود لذاحد و مرزهابايد منطقي وباتوجه به سن و مزاج كودك و سطح رشد و نمو تعيين شوند.


خاموش شدن نيزروشي منظم براي حذف يك رفتار آزاردهنده ونسبتا بي ضرر باناديده گرفتن آن است.براي انجام اين شيوه ابتدا بايد دفعات عادي بروز رفتارثبت شود تادرك واقع گرايانه اي ازابعاد مشكل وارزيابي ميزان پيشرفت درحذف آن بدست آيد .بايدبه جاي رفتارنادرست ؛رفتارمثبت وپسنديده اي كه والدين بتوانند آنرا تقويت كنند به كودك ياد داد. والدين بايد بدانندكه رفتار ناپسند قبلي ؛ پيش ازآنكه كاهش يابد؛ممكنست تاهفته ها دفعات وشدت آن افزايش داشته باشد. روش محروم كردن نيز يكي ازروشهاي بسيار مفيد ديگر براي تغيير رفتارهاي نامناسبي كه نمي توان آنها را ناديده گرفت مي باشد. اين روش شامل يك دوره كوتاه انزواست كه سبب قطع رفتار مي شود. انجام اين روش در ابتدا مستلزم تلاش قابل توجهي از سوي والدين است. روشهاي ساده انزوا از قبيل ايستانيدن كودك در گوشه اتاق يا فرستادن او به اتاق خودش ممكن است مؤثر باشند.

 

اگراين روشها مؤثر نباشند؛ روش سيستماتيك تري را بايد به كارگرفت .مثلا يكي از برنامه هاي درماني بسيارمؤثر در روش محروم كردن آن است كه هنگام وقوع رفتارمورد نظربازي كودك راقطع واوراواداركنيم كه درمحل منزوي ملالت باري براي مدت كوتاهي بنشيند.اين پيامد اجتناب ناپذيروناخوشايند رفتار نامطلوب موجب مي شود كه كودك ياد بگيرد ازاين رفتار اجتناب كند. اگر شيوه محروم كردن باتوجه به حقيقت امروبدون ابرازخشم توسط والد انجام شود؛ وسيله آموزشي پرقدرتي است كه احتمال آثار جانبي آن كمتر از ساير روشهاي انضباطي است.

 

+ نوشته شده در  جمعه 19 فروردین1390ساعت 14:59  توسط خانم سلیمیان  | 

آنچه که نباید به کودکان گفت:

 

 

 آنچه که نبايد به کودکان گفت

 

 

 

۱- گذاشتن اسم روي بچه ها " لال " یا " بچه بد "

اگر کودکان را نامهايي مانند احمق و تنبل و... بناميد باور مي کنند که داراي اين صفات و خصوصيات است. به علت آسيبي که به کاربردن اين نامهاي منفي به شخصيت بچه ها وارد مي کند اعتماد به نفس او از بين مي برد. اگر کودکي به صفت « زشت » ناميده شود ممکن است از حضور در جمع و بازي با ديگران خودداري کند اگر بگوييد:‌ « کمرو» از ارتباط با همسالان و بزرگترها پرهيز مي کند. چه بايد گفت: با جمله اي مثبت توجه بچه را به رفتاري معطوف کنيد که بايد تغيير دهد. « اين اتاق نامرتب و به هم ريخته است » يا « کاغذ و مدادهايت روي زمين پخش شده و بايد جمع شود.»

 

۲- طـــرد کـــردن بچه ها " اي کاش به دنيا نمي آمدي " يا " هيچکس ترا دوست ندارد "

طرد کردن بچه ها نشان دادن نفرت يا تمايل به جدايي از آنهاست. براي يک کودک دوست داشته نشدن از طرف فردي که او را به دنيا آورده به معني دوست نداشتن از طرف همه افراد است. آنچه که يک کودک بايد بداند اين است که پدر و مادر بدون هيچ قيد و شرطي دوستش دارند. چه بايد گفت: هر روز با او گفتگو کنيد و بگوييد « دوستش داريد » و در آغوشش بگيريد.

+ نوشته شده در  جمعه 19 فروردین1390ساعت 14:56  توسط خانم سلیمیان  | 

خلاقیت در کودکان:

 

 كودكان بزرگترين معلمان خلاقيت

هنگاميكه نوزادي متولد مي شود و گريه هاي او به صدا در مي آيد، اين فريادها تنها يك مفهوم دارد، چرا؟ نوع خلقت آدمي به گونه اي است كه او پرسشگر به دنيا مي آيد. اوج پرسشگري و خلاقيت در ابتداي زندگي انسان شكل مي گيرد. كودكان با رفتارهاي خود، هميشه آدمي را مبهوت مي كنند؛ چشماني كه دائم در حال جست و جو است و گويش هايي كه منتظر كوچكترين تحريك براي پيدا كردن منبع صدا و اندامي كه با خستگي ناپذيري به هر گوشه اي سرك مي كشد.

يك كودك دو يك يا سه ساله در طول روز از يك ورزشكار حرفه يي بيشتر حركت و بيش از يك نوار ضبط صوت صحبت مي كند. گاهي آنقدر انرژي دارد كه براحتي به خواب نمي رود. انسان با روحيه خلاقي پا به دنيا مي گذارد و تنها اين بزرگسالان هستند كه به واسطه جهل، اين روحيه را نابود مي كنند. در كشورهاي جهان سوم، انسانها بيشتر دوست دارند كه از كودكان، انسانهايي مطيع و حرف گوش كن پديد آورند و براي رسيدن به اين هدف نخستين اقدام، قرباني كردن روح خلاقيت در وجود كودكان است و در همين مرحله مهم زندگي است كه انسان شانس تبديل شدن به يك انسان خلاق را براي هميشه از دست مي دهد، زيرا انسان تنها از طريق پرسشگري است كه مي تواند راه خود را براي رسيدن به تكامل بيابد.

كودكان براي نخستين بار اثبات مي كنند كه انسان ها براي زندگي كردن و شناخت دنياي اطراف خود چقدر در جهل بسر مي برند و ترس از آشكار شدن از اين حقيقت ،فريادهاي بلندي را سبب مي شود و باعث مي شود سوالات مكرر و فراوان كودكان كه با چراهاي فراوان آغاز شود، در مدت زمان كوتاهي بدون شنيدن پاسخ درست در نطفه خفه شود و كودكان آرام آرام تبديل به موجودي مطيع و بدون هدف مي شوند كه تنها در بزرگسالي در آرزوي آن بسر مي برند كه كسي دست آنان را بگيرد و به سر منزل مقصود برساند. براستي كودكان ما در ابتدا بزرگترين شانس را براي داشتن يك زندگي سعادتمند دارا هستند.آنها با سوالات مكرر، در تلاش براي آشكار كردن حقايق زندگي مي كوشند ،اما حيف كه بعد از گذشت چند سال، شاهد آن مي شويم كه ديگر از آن كودك جست و جو گر خبري نيست ! اگر كسي بخواهد به روح خلاقيت دست يابد، تنها كافي است از نزديك نظاره گر رفتار يك كودك چند ساله باشد و حتي روزها لحظاتي هر چند كوتاه با او همبازي شود، در اين مرحله انسان مي تواند خلاقيت را با تمام وجود احساس كند. او مشاهده خواهد كرد كه يك كودك صد بار هم كه به زمين مي خورد، برمي خيزد و در انجام كارها به قدري پشتكار دارد كه هر انسان بزرگسالي را كلافه مي كند. در اين دنيا آنها بزرگترين آموزگاران آموزش دهنده خلاقيت هستند.

دكتر جرج ميدل، برنده جايزه نوبل بيان مي كند: آموزشهاي فعلي باعث مي شود فرصتهاي آموزشي براي كودكان از دست برود، زيرا قدرت آموختن كودك مهم شمرده نمي شود و آموزش درستي به كودكاني كه به آموزش عشق مي ورزند داده نمي شود. آلبرت انيشتين در خاطرات خود بيان مي كند :" نظريه نسبيت نمي توانسته در دوران بزرگسالي من شكل گرفته باشد. زيرا آدمي در يزرگسالي فرصتي براي انديشيدن به فضا و زمان ندارد.اينها چيزهايي است كه وقتي كودك بودم به آنها فكر كرده ام ." اريك اريكسون، روانشناس بزرگ، از استادي در وجود آدمي نام مي برد كه او را كودك فاتح مي خواند و اريك برن از موجودي درون انسان نام مي برد كه به آن پروفسور كوچولو مي گويد. در همان دوران كودكي، پروفسور كوچولو به جستجوگري مشغول است و در اين زمان تنها بايد شرايطي را براي كودكان به گونه يي برنامه ريزي كرد كه اين پروفسور كوچولو تخريب نشود و همين دانشمند وجود آدمي است كه مي تواند زمينه ساز تبديل يك كودك به دانشمندي عالي قدر و انساني متكامل شود.

يكي از راههايي كه شما مي توانيد سبب جاري شدن رودخانه انديشه كودكان به درياي خلاقيت خود شويد، مشاهده رفتار كودكان و دقت در رفتارهاي جست و جو گرانه آنها است، شما مي توانيد از اين طريق خلاقيت را فرا گيريد. بي شك دانشمندان نيز رفتاري كودكانه دارند و اين همان پروفسور كوچولويي است كه اكنون تكامل يافته است. پس، از امروز به كودكان خود با ديد ديگري بنگريد و تلاش كنيد در مورد آنها علم و دانش خود را افزايش دهيد. علاوه بر آنكه از پروفسور كوچولو چيزهاي فراواني فرا مي گيريد، سعي كنيد راه رشد او را براي هميشه محدود نكرده و او را نابود نسازيد، زيرا بناي يك جامعه سعادتمند با كمك همين كودكان ريخته مي شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 فروردین1390ساعت 15:10  توسط خانم سلیمیان  | 

جیغ زدن در کودکان:

 جيغ زدن كودک

نوزاد از موقع تولد براي تأمين نيازهاي خود يا بيان مشكلات خود فقط گريه مي‌كند بتدريج حرف مي‌زند و با بيان كلمات نيازي خود را بيان مي‌كند. بعضاً مشكلات جسمي، مسائل شنوائي يا بيماريهاي كودك ممكن است با بي‌قراري، گريه كردن ممتد، جيغ زدن‌هاي طولاني باشد. اين يك وسيله براي ارتباط با محيط و  ابزار نياز يا مطرح كردن خود است. خشونت در كودكان يا پرخاشگري ممكن است باعث ايجاد اختلالات رواني و يا پرخاشگري شود. در مسير تكامل تكلم در كودكان ممكن است اختلالات شنوائي نيز با جيغ زدن همراه باشد. چرا كه كودك نمي‌تواند نيازهاي خود را در مسير عادي ابراز كند نمي‌تواند با كلمات بيان كند و با جيغ زدن جلب توجه مي‌كند. چنانچه جيغ زدنهاي كودك باعث جلب توجه و توجه بيشتر به كودك شود او شرطي مي‌شود و سعي مي‌كند خواسته‌هاي خود را با جيغ زدن به اطرافيان تحميل كند.

بسياري از بيماريهاي زمينه‌اي كودك بيماريهاي متابوليك و كلامي و يا اختلالات گوارشي و يا بيماريهاي عصبي و يا اختلالات رواني ممكن است حالت عادي كودك را تغيير داده و منجر به اين شود که ابراز نياز كودك به طرز عادي نباشد. تغذيه كودك خصوصاً در 6 ماه اول با شير بايد براساس نياز كودك باشد. ساعت مشخص براي او در نظر نگيريد هر موقع كه دوست دارد و به هر ميزان كه نياز دارد. بهترين شرايط آن است كه كودك در بغل مادر در شرايط كاملاً آرام تغذيه شود. هر نوع استرس در مادر يا كودك اين شرايط ايده‌آل را مختل كرده و باعث كاهش شير مادر يا اختلال در تغذيه كودك مي‌شود. محركهاي محيطي مثل صداهاي بلند حتي صداي زنگ تلفن، يا بازي با كودك در ضمن شير خوردن باعث اختلال در تغذيه او مي‌شود.
زمان شير خوردن كودك از پستان مادر بهترين زمان تبادل عواطف بين مادر و كودك است و اين زماني است كه مادر با كودك خلوت كرده و بهترين و عميق‌ترين عواطف انساني در پاكترين پيوندها مبادله مي‌شود. هر چه آرامش بيشتري در اين زمان بين مادر و كودك باشد ميزان شير دهي و طول مدت شيردهي بيشتر است كودكاني كه مادران در ضمن شير دهي آرامش بيشتري داشته باشد از آرامش بيشتري برخوردار هستند و راحت‌تر شير مي‌خورند، مسلماً رشد بهتري خواهند داشت. بعضي از كودكان به محض شروع تغذيه با شير مادر دفع مدفوع دارند و با كوچكترين تحريك گوارشي ممكن است دفع مدفوع نيز تحريك شود.

كودكاني كه شير مادر مي‌خورند ممكن است 7-8 مرتبه در روز دفع مدفوع داشته باشند بعضاً اين مدفوع آبي و حتي ممكن است سبز رنگ باشد و يا ممكن است همراه با زورزدن و بيقراري باشد اين واكنشها طبيعي است و مشكل خاص براي كودك ايجاد نمي‌كند بعضاً ممكن است تعداد دفعات دفع مدفوع كودك كم شود تا هفته‌اي يك بار دفع داشته باشد دربچه‌هاي كه شير مادر مي‌خورند اين مسئله نيز ممكن است طبيعي باشد. دفع مدفوع در اين حالت ممكن است با زور زدن، قرمز شدن صورت و كمي بي‌قراري باشد چنانچه دفع كودك به همين شكل باشد و مشكل حادي ايجاد نكند غير عادي نيست خصوصاً در 6-3 ماده اول اين واكنشها همراه دفع طبيعي است و داروي خاصي لازم نيست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 فروردین1390ساعت 15:4  توسط خانم سلیمیان  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 فروردین1390ساعت 23:52  توسط خانم سلیمیان  | 

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم :

 

به جای آن که انگشت اشاره ای را به سمت او بگيرم

در کنارش انگشت هایم را در رنگ فرو می بردم و نقاشی می کردم ،

به فکر ارتباط بیشتری با او می شدم .

 بیشتر از آن که به ساعتم نگاه کنم،به او نگاه مي كردم .

سعي مي كردم درباره اش كمتر بدانم،اما بیشتر به  او توجه کنم .

به جای آموزش اصول راه رفتن ،

راه رفتن را با او تمرین می کردم .

از جدی بازی کردن دست برمی داشتم ،

و بازي را جدي مي گرفتم.

بيشتر در آغوشش مي گرفتم ،

وکمتر اورا به زور می کشیدم.

کمتر سخت می گرفتم،

وبیشتر تاییدش می کردم .

 اول احترام به خود را  در او می ساختم

وبعد خانه و کاشانه اش را،

بیشتر از آن چه که عشق به قدرت را بیاموزم ،

قدرت عشق را یاد می دادم .

وبیش از آن که به نقد او بپردازم

 به نقش خود می پرداختم

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 بهمن1389ساعت 22:35  توسط خانم سلیمیان  | 

به کودکان خجالتی خود کم کنید:

تعریف

خجالت عبارت است از اضطراب و نگرانی در محیط‌های اجتماعی برای شركت در تعاملات اجتماعی‌.
همچنین به معنای صحبت نكردن كودكان در مقابل دیگران و حتی در زمانی كه از آنها به‌طور مستقیم سؤال می‌شود‌. آنها در هیچ مسابقه و فعالیتی شركت نمی‌كنند و یا به مكان‌هایی مثل زمین بازی مدرسه نمی‌روند مگر اینكه از طرف یكی از والدین و یا دوستان نزدیك مورد حمایت قرار بگیرند.
     حس‌ كمرویی در كودكان می‌تواند موجب خجالت زدگی آنها از طریق جلب توجه عموم شود. ( حتی اگر این جلب توجه خوب باشد.)
     بسیاری از كودكان در بعضی از موقعیت‌ها نظیر مهد كودك و یا پیش دبستانی خجالتی هستند. یك شخصیت درون‌گرا، خود به تنهایی مشكلی به ‌وجود نمی‌آورد اما زمانی یك رفتار خجالتی می‌تواند آزار‌دهنده باشد كه او را از داشتن دوست‌، شركت در بازی و دیگر فرصت‌های یادگیری دور می‌كند كه این خود می‌تواند مشكل‌ساز باشد.

عوامل خجالت

تحقیقات نشان می‌دهد كه میل به كمرویی ممكن است ژنتیكی باشد‌. با توجه به تحقیقات انجام‌ شده در دانشگاه هاروارد در رابطه با نوزادان، متوجه شدند كه 15 تا 20 درصد نوزادان تازه به دنیا آمده در این محیط جدید ساكت‌، هشیار و آرام هستند. با این وجود، حدود 25 درصد از این نوزادان نوجوانان خجالتی نمی‌شوند‌. در حالی ‌كه بعضی از نوجوانان خجالتی‌، كودكی پر شور و نشاطی داشتند.

گفته می‌شود محیط یك كودك عامل مهمی است در اینكه او یك نوجوان خجالتی بشود یا نه! میل به كمرویی و یا خجالتی بودن با توجه به شرایط خانه نظیر بی‌ثباتی در تربیت فرزند‌، اختلافات خانوادگی، انتقاد تند و‌اقتدار خواهر و برادر بیشتر خواهد شد.

به فرزند خجالتی خود كمك كنید

والدینی كه فرزندان خود را به‌ نحوی، قبول دارند و از آنها حمایت می‌كنند تا بدون آنكه خیلی برای آنها مفید واقع شوند به آنها كمك می‌كنند ‌تا در تعاملات اجتماعی خود راحت برخورد كنند.

تجربه یك موفقیت در بعضی از موقعیت‌های اجتماعی موجب تشویق كودك در موقعیت‌های مشابه آتی می‌شود. دست‌انداختن و مسخره كردن یك كودك‌، بیان كردن عقاید و احساساتش‌، بر چسب خجالتی بر او زدن و تحمیل ارتباطات اجتماعی چاره ساز نخواهد بود.

اما روش‌های مفیدی برای كمك به پدر و مادر‌ها وجود دارد‌؛ قدردانی‌تان را از كودك خود برای كسی كه هست بیان كنید. بچه‌های خجالتی اغلب شنونده‌های خوبی هستند و نسبت به دیگران كمتر پرخاشگری می‌كنند‌. بیشتر كودكانی كه زمان خود را صرف بازی كردن با خود می‌كنند هم به والدینشان نزدیك‌اند و هم دوستان صادق و باوفایی هستند.

از فرزند خود در محیط‌های ناآشنا حمایت كنید‌. تنهایش نگذارید و اجازه بدهید قبل از شركت كردن در جمع آن را به‌دقت بررسی كند‌.

با كودك خود نمایش بازی كنید‌. گفتن و انجام دادن كارهایی كه برای او سخت به‌نظر می‌رسد را با او تمرین كنید. فعالیت‌هایی را مشخص كنید كه فرزند شما از عهده آن بر‌می‌آید‌.

كمكشان كنید تا كارهایی را در زمانی كه افراد خانواده و یا دوستان دور هم هستند انجام دهند، مثلاً او می‌تواند نشان دهد كه مهمانان لباسشان را كجا قرار دهند و یا دستمال سفره‌ها را روی میز بچیند.

او را تشویق به پیدا كردن اسباب بازی‌ها برای بچه‌های كوچك‌تر كنید تا نشان بدهد اینكه چطور می‌توان با قطعات پازل خانه‌سازی‌ كرد. در این صورت او اعتماد به نفس بیشتری در رابطه با بچه‌های كوچك‌تر پیدا می‌كند.

اجازه بدهید فرزندتان برخی مسائلش را خودش حل كند حتی اگر به سختی آن را انجام دهد، اطمینان خود را از توانایی فرزندتان برای سروكله زدن با مشكلات و پیدا كردن راه حل‌اش اظهار كنید‌.

هنگامی كه فرزندتان در یك موقعیت اجتماعی موفق می‌شود به آن توجه كنید و نظر بدهید.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 بهمن1389ساعت 22:30  توسط خانم سلیمیان  | 

رفتار غلط والدین

 

 گاهی فكر می‌كنیم با رفتار و كلام غیرمحبت‌آمیز بهترین كار را در قبال فرزندان انجام می‌دهیم، اما نه تنها آنها را می‌رنجانیم، بلكه به نوعی اعتماد به نفس و عزت نفس آنها را نیز در هم می‌شكنیم. در این میان تأثیر كلام و گفتار به مراتب بیش از عملكرد ما تاثیرگذار است.

والدین همواره حامی و پشتیبان فرزندان هستند و در بسیاری از موارد خود را سپر بلای فرزندانشان می‌كنند؛ اما همه ما می‌دانیم گاهی زخم‌هایی كه به دل می‌نشیند از زخم خنجر نیز كاری‌تر است و برای یك عمر بر دل و جان باقی می‌ماند.
در این نوشتار تصمیم داریم شما والدین عزیز را از رفتارها و گفتاری كه در بیشتر موارد بدون آگاهی كافی مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما تاثیرات منفی بر روح و قلب فرزندان می‌گذارد، آگاه كنیم. گاهی فكر می‌كنیم با رفتار و كلام غیرمحبت‌آمیز بهترین كار را در قبال فرزندان انجام می‌دهیم، اما نه تنها آنها را می‌رنجانیم، بلكه به نوعی اعتماد به نفس و عزت نفس آنها را نیز در هم می‌شكنیم. در این میان تاثیر كلام و گفتار به مراتب بیش از عملكرد ما تاثیرگذار است. پس به موارد زیر دقت كنید تا ناخودآگاه فرزندان را درهم نشكنید:

شیوه صدا زدن
پسر بد، احمق، دیوانه.
اینها همگی بسیار مضر هستند. باید بدانید والدین برای فرزندان بویژه در دوران كودكی‌شان مانند الگوهای مقدس هستند. پس اگر با اسامی نامناسب فرزندان را مورد خطاب قرار دهید آنها باور می‌كنند كه به نوعی همان هستند كه شما می‌گویید.
گفتنی است اسامی نامناسب به نوعی شخصیت فرزندان را مورد حمله قرار می‌دهند. درست است كه برای مبارزه با نوعی از رفتارهای او به كار برده می‌شود، اما هویت وی را در هم می‌شكند.
وقتی به فرزندتان می‌گویید احمق یا بی‌استعداد از جزیی‌ترین عواقب چنین كلماتی این است كه او از شركت در بازی‌ها یا تفریحات و حتی ورزش‌های گروهی خودداری می‌كند، زیرا احساس می‌كند استحقاق بازی را به دلیل فقدان استعداد ندارد. سعی می‌كند از بودن در جمع بپرهیزد تا شاید دیگران پی به بی‌ارزشی او نبرند.


عدم پذیرش
كاش هرگز متولد نشده بودی، هیچ كس تو را دوست ندارد و...
عدم پذیرش یعنی شما از بودن با فرزندتان احساس ناراحتی می‌كنید و تمایل دارید او را تنها بگذارید. در مورد كودكان وقتی كسی كه او را به این دنیا آورده از بودنش ناراحت است، یعنی واقعا دوست داشتنی نیست و خودش هم ممكن است بخواهد از دنیای شما بیرون رود. از آنجا كه حس می‌كند دیگران نیز او را نمی‌خواهند نمی‌تواند به جای دیگری برود و ممكن است آرزو كند كاش واقعا به دنیا نیامده بود. از عواقب این احساس، انزوا و افسردگی و عدم لذت از زندگی است.
فرزندان تمایل دارند بدون قید و شرط توسط والدین مورد علاقه و محبت باشند.
این‌كه هیچ كس آنها را دوست نداشته باشد، اما والدین به آنها عشق بورزند برایشان كافی است ولی نقطه مقابل آن را نمی‌توانند تحمل كنند.
به جای چنین برخوردهایی بهتر است به او بگویید چقدر دوستش دارید، اما انتظار رفتارهای بد را از چنین موجودی دوست داشتنی ندارید.


منفی‌بافی
تو هیچ چیز نمی‌شوی، یك روزی شكست می‌خوری و...
همه افراد گاهی در اوج هستند و گاهی نیستند. آنچه ما به عنوان والدین به فرزندان می‌گوییم موجب ایجاد یك باور ذهنی در آنها می‌شود. این باور آنقدر مرور می‌شود كه روزی به حقیقت می‌پیوندد.
شاید برایتان عجیب باشد، اما در یك تحقیق مشخص شد بیش از 80 درصد از زندانیان جوان افرادی بوده‌اند كه مادر یا پدرشان در كودكی آنها را بی‌خاصیت و مایه‌ننگ و سرشكستگی خود نامیده بودند. در عوض بهتر است بگویید رفتار بد آنها چه عواقبی دارد و می‌تواند برای خودشان و دیگران موجب بروز مشكل و ناراحتی شود.

ایجاد احساس گناه
تو مرا پیر كردی، من به خاطر تو این زندگی جهنمی را تحمل می‌كنم و...
اینها همگی مواردی هستند كه موجب ایجاد حس گناه در فرزندان می‌شوند. در بسیاری از موارد طلاق، والدین به گونه‌ای رفتار می‌كنند كه فرزندان حس می‌كنند اگر وجود نداشتند، شاید كار والدین به جدایی نمی‌كشید.
اینها احساس‌های خطرناكی هستند كه سرزنش و انتقاد مداوم از خود و سرخوردگی را در پی دارند. البته فرزندان باید بیاموزند كه باید در قبال رفتارهایشان، مسوولیت‌پذیر باشند و عواقب بد یا خوب رفتارهایشان را بپذیرند؛ اما این‌كه مشكل اعضای دیگر خانواده به دلیل وجود یا رفتار آنهاست، درست نیست.
پس بهتر است حتی در مواردی كه از دست رفتارهایش عصبانی می‌شوید، به او بگویید كنترل خود را از دست دادید و از این بابت متأسفید یا این‌كه امروز خیلی خسته‌اید و سعی می‌كنید در موقعیت مناسب‌تری با او در مورد مسائل صحبت كنید.

كمال‌گرایی
چرا تو همیشه دوم می‌شوی؟ نمره 17 گرفتی؟ چرا نتوانستی 20 بگیری؟ و...
كودك وقتی احساس تهدید كند؛ یعنی از آینده می‌ترسد و ترس بزرگ‌ترین مانع در راه شكوفایی استعداد و شخصیت اوست و او آسیب‌پذیر خواهد شداین‌كه مرتب درصدد باشید فرزندتان را به جلو و به سوی اهداف خاص هل دهید تا به عقیده خودتان بهتر شود، كمكی به او نمی‌كند.
در مقابل، پیامی كه به او می‌دهید این است كه «تو به اندازه كافی خوب نیستی و ما تو را قبول نداریم.» وقتی او فكر كند مورد پذیرش نیست، نمی‌تواند خودش را دوست داشته باشد و احساس كمبود می‌كند. بدین ترتیب اعتماد به نفس او كاهش می‌یابد و حتی نمی‌تواند از استعدادها و امكاناتی كه دارد، به اندازه كافی استفاده كند.

مقایسه
چرا نمی‌توانی مثل خواهرت باشی؟
وقتی من همسن تو بودم، نمراتم بهتر از تو بود و... در مقایسه شما به فرزندتان می‌گویید كه تو كمتر از دیگران هستی. به این ترتیب او احساس خودكوچك‌بینی و تحقیر می‌كند. ممكن است اوایل یا در ظاهر به طور موقتی بیشتر تلاش كند تا رضایت شما را به دست بیاورد؛ اما درواقع نسبت به دیگران، احساس بدبینی، نفرت و كینه پیدا می‌كند.
این موضوع در میان چند فرزند در یك خانواده بسیار جدی است و موجب حس كینه در میان خواهر و برادران می‌شود.
در چنین مواردی می‌توانید به او بگویید كه «سال گذشته عملكرد بهتری داشتی» و این بدان معنی است كه هنوز هم می‌توانی بهتر از این عمل كنی.

سرزنش و تحقیر
من به این‌كه تو عقل داری، شك می‌كنم. باید از خودت خجالت بكشی، خدا لعنتت كند و...
در مقابله با چنین گفتاری معمولا فرزندان سعی می‌كنند حالت دفاعی به خود بگیرند؛ اما درواقع از درون می‌شكنند. شما با این كار موجب تخلیه منفی قدرت، توان و انرژی روحی و جسمی آنها می‌شوید.او تصور می‌كند كه توان انجام هیچ كاری را به طور صحیح ندارد و در بسیاری از موارد نیز واقعا همین‌طور می‌شود و كم‌كم از نظر فكری و روحی ضعیف می‌شود و حتی نمی‌تواند با همسن و سالان خود بخوبی ارتباط برقرار كند.

تهدید كردن
اگر حرفم را گوش ندهی، همین جا رهایت می‌كنم و می‌روم. اگر دوباره این كار را بكنی، تو را از خانه بیرون می‌اندازم و...
درواقع تهدید به معنی بزرگ جلوه دادن ناراحتی شما از موضوعی است. شما نخستین تاثیری كه بر فرزندتان می‌گذارید، ترور شخصیت اوست. وقتی احساس تهدید كند؛ یعنی از آینده می‌ترسد و ترس بزرگ‌ترین مانع در راه شكوفایی استعداد و شخصیت اوست. او آسیب‌پذیر خواهد شد و به قدری ضعیف می‌شود كه از هر چیز و هر كسی می‌ترسد و با هر مشكلی به گریه می‌افتد.
وقتی احساس كند شما كه به عنوان والدین مورد اعتمادترین افراد زندگی‌اش هستید، میخواهید او را رها كنید یا به او صدمه بزنید، چگونه خواهد توانست به خودش و دیگران اعتماد كند و در آینده از زندگی با روابط سالم لذت ببرد؟
به همین دلیل در چنین مواقعی كه بشدت از دست او عصبانی می‌شوید، به جای این تهدیدها به او بگویید بهتر است به اتاقش برود و چند دقیقه‌ای در تنهایی با خود به كارهایش فكر كند. مطمئن باشید با رعایت موارد بالا بهتر نتیجه می‌گیرید و هم احساس احترام و صمیمیت بیشتری در خانواده و میان شما و فرزندانتان ایجاد می‌شود و هم این‌كه رفتارهای فرزندان از حالت لجبازی و فرسایشی خارج می‌شود و انعطاف بیشتری از خود نشان می‌دهند.


خداوندا به ما آگاهی ارزانی دار تا زندگی ای پربار داشته باشیم
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 بهمن1389ساعت 22:27  توسط خانم سلیمیان  | 

ده گام بسوی پرورش یک کودک بردبار ومقاوم:

برای پرورش روحيه استقامت در كودكان، اوليا می بايستی حس خوشبختی، احترام گذاشتن و مسئوليت پذيری نسبت به خود و ديگران را با تشخيص اين موضوع كه هر فردی در روی كره زمين يك نعمت است، در بچه ها تقويت كنند. والدين می توانند با به كار بستن راهكارهای ذيل روحيه استقامت در برابر حوادث را در ميان كودكان خود بالا ببرند:

 
۱- در مورد استقامت صحبت كنيد.
تعليم استقامت يك مرحله در حال اجراست و اين كاري نيست كه در يك لحظه بتوان به آن دست يافت. به صحبت كردن در مورد تفاوتها و درك و فهم آنها هر روز علاقه نشان دهيد. يك راه تسلي بخشيدن به كودكان صحبت كردن در مورد مسائل اجتماعي است. بگذاريد كودكان بدانند كه هيچ موضوعي غير قابل گفتگو نيست.


۲- نداشتن استقامت را در كودكان تشخيص دهيد.
مسائل كليشه اي و ناآگاهيهاي فرهنگي را كه در فيلمها، برنامه هاي تلويزيوني، بازيهاي كامپيوتري و بقيه موارد ديده مي شود متذكر شويد. در مورد تعصبات و پيش داوری هایی که گاها بين افراد خانواده پيش مي آيد، بحث كنيد. هيچ لحظه اي را از دست ندهيد. با مطالب مناسب شروع كنيد و اجازه دهيد كودكان بيشتر صحبت كنند و همينطور شما شنونده خوبي براي آنها باشيد.


۳- وقتي از جانب كودكتان بي استقامتي مي بينيد، درباره آن بحث كنيد.
هنگامي كه كودك حرفي مي زند يا كاري مي كند كه منعكس كننده تعصبات و گرايش ها و يا رفتاري كليشه اي است، به او تسلي خاطر دهيد. موضوع بحث را به سمت موضوعاتی از قبيل خوشبختي، احترام و ... سوق دهيد.


۴- به هنگام نابردباري و بي استقامتي كودكان خود، از آنها حمايت كنيد.
با دانستن و تشخيص مسائل و مشكلاتي كه كودكان با آنها رو به رو هستند، به آنها احترام بگذاريد. اين تجربه را كوچك نپنداريد و از نظر عاطفي كودكان را حمايت كنيد.


۵- در كودكان خود درك درست داشتن از هويتهاي گروهي و همسالان آنها را تشويق كنيد.
به آنها يادآور شويد كه داشتن غرور در گروه همسالان آنها نبايد باعث بي احترامي و بي توجهي به گروههاي ديگر شود و در آخر بايد از تحقير و پايين آوردن گروههاي ديگر به منظور بالا بردن گروه خود اجتناب شود.


۶- استقامت و بردباري در فرهنگ هاي مختلف را به كودكان خود نشان دهيد.
با تهيه و خواندن كتاب هايي در مورد استقامت و بردباري در فرهنگ هاي مختلف، ديدن سايت هاي اينترنتي مفيد در اين مورد، گوش دادن به موسيقي ملل و مطالعه ادبيات كشورها و فرهنگ هاي مختلف بسيار مفيد است.


۷- فرصتهايي را براي كودكان ايجاد كنيد تا به تفاوتهاي ميان خود و ديگران پي ببرند.
خوب نگاه كنيد ببينيد كودك چگونه واژه " عادي " (normal) را تعريف مي كند، تعريف آن را پر و بال دهيد. به نشانه ها و علائق ديني كه در انواع اماكن مذهبي وجود دارد، توجه كنيد. از زمينهاي بازي كه در آن كودكان متفاوتي ديده مي شود، ديدن كنيد ... در اين اماكن مردم از اخلاق و نژاد متفاوت، پيش زمينه هاي اقتصادي – اجتماعي – ساختار خانوادگي و غيره وجود دارند. كودك را تشويق كنيد كه وقتش را با بزرگترها مثل پدر بزرگ و مادر بزرگها بگذراند.


۸- كودكان را تشويق كنيد كه در اجتماع حضور بيشتري داشته باشند و به همنوعان خود كمك كنند.


۹- در مقابل تفاوتها صادق باشيد.
به بچه ها نگوييد كه ما همه مثل هم هستيم. همه ما دنيا را از جهات مختلف تجربه مي كنيم و اين تجارب ما هستند كه اهميت دارند.


۱۰ نمونه رفتاري شويد كه انتظار دارد همان رفتار را از آنها ببينيد.
به عنوان يك ولي و به عنوان اولين مدل براي كودكتان در رفتارتان با ديگران ثابت باشيد. مثلاً: شما چطور در موارد عاطفي با دختر و پسرتان رفتار مي كنيد؟ آيا پسرتان را از گريه كردن منع مي كنيد و به دخترتان كه گريه مي كند قوت قلب مي دهيد؟ آيا تن صداي شما در صحبت كردن با يك گروه خاصي از افراد فرق مي كند؟ به ياد بياوريد كه ممكن است بگوييد: هر كاري را كه مي گويم انجام بده و آن كاري را كه مي كنم انجام نده، اما در واقع، اعمال و رفتار شما بيشتر از سخنان شما تاثيرگذار خواهد بود. داشتن تحمل و بردباري نه تنها يك مزيت بلكه يك ضرورت است.

 

" با شناخت کودک خود و با دانستن و تشخيص مسائل و مشكلاتي كه كودكان با آنها رو به رو هستند به آنها احترام بگذاريد و بدین ترتیب آنها را بردبار و مقاوم بار بیاورید."

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 بهمن1389ساعت 10:40  توسط خانم سلیمیان  | 

محبت به فرزندان:

اگر میخواهید بدانید فرزند دلبندتان چه قدر نیاز به محبت دارد

اول بدانید محبت چیست! زیرا همانطور که گفته اند؛میگوییم: درد و درمان تمام اختلالات ازاین مفهوم است وخیلیها نمیدونند که چیست آن ویک تعریف خاصی از آن نیز در دست نیست به راستی محبت چیست؟

تعریف محبت و تکریم

محبت به معنی دوست داشتن کسی و تکریم به معنی حب ذات و دوست داشتن خود است؛ بطوریکه اگر محبت از جانب دیگران به فرد ابراز شود موجب احساس رضایت و خشنودی او می گردد.

اصول تکریم و محبت :

1 تکریم و محبت به کودک در آغاز ورود به مدرسه باید به اندازه ای باشد که وابستگی کودک را به مادر قطع و او را به مدرسه علاقمند کند.

2 تکریم و محبت محدود به افراد خاصی نیست، بنابراین تمامی افرادی که با کودک سرو کار دارند باید با محبت و کرامت رفتار کنند.

3 تکریم و محبت باید منطقی و به دور از تبعیض باشد.

4 تکریم و محبت باید قلبی و به دور از تصنع باشد.

 

 

 

 

5 علت تحریم و محبت باید برای کودک قابل فهم باشد.

6 تکریم و محبت به اندازه ای باشد که مانع تربیت صحیح نشود( کودک بداند که در مقابل رفتار شایسته مورد محبت واقع می شود)

7 از آنجا که محبت و تکریم از نیازهای اساسی انسان است نباید ابراز آن مشروط باشد (این کار را انجام بده تا دوستت داشته باشم).

8 در ابراز محبت و تکریم، سن توانایی و درک کودک را در نظر بگیریم و افراط نکنیم 

9 تکریم و محبت به گونه ای ابراز شود که برای کودکان قابل درک باشد.

10 ابراز محبت به فرزندان به گونه ای باشد که در صورت مواجه شدن با محرومیت بتواند مشکل را حل کند واجازه دهیم محرومیت را در بعضی از مراحل زندگی اش تجربه کند .

 کودکی که از تکریم و محبت والدین بخصوص مادر به اندازه لازم برخوردار شده باشد؛

1 - احساس امنیت می کند.

2 روانی شاد و دلی با نشاط دارد (متعادل است).

3 احساس محرومیت نمی کند پیوسته امیدورار است.

4 خوش بین و خوش قلب است.

5 خیرخواه و انسان دوست است و به فضایل انسانی احترام می گذارد،

6 – دارای سازگاری و سلامت روان است. 

7 – اجتماعی تر و دارای اعتماد به نفس است.

8 رشد تحصیلی بالاتری دارد.

9 - از هوش عاطفی و خلاقیت بیشتری برخوردار است.

10 چون طعم شیرین محبت و تکریم را چشیده، قادر است این آب حیات را به دیگران نیز هدیه کند.

11- مشکلات و تغییرات دوران بلوغ را بهتر می پذیرد و با آنها کنار می آید.

12 در نوجوانی فریب هوسبازان و رانده شدگان اجتماعی را نمی خورد، (به حیثیت خانوادگی مقید است).

 13 در سنین جوانی احساس محرومیت ، بی پناهی و سردرگمی نمی کند، بنابراین به کانونهای فساد( اعتیاد، و ... ) پناه نمی برد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 بهمن1389ساعت 10:31  توسط خانم سلیمیان  | 

خلاقیت در کودکان:

ویژگیهای کودکان خلاق:

1. كودكان خلاق اغلب با آب  و تاب حرف مي زنند. ذكر جزييات يك ماجرا  و به تفضيل سخن گفتن  مي تواند نشانه قدرت  خيال و تصور زياد باشد.

2. دقت و توجه شدید در گوش  دادن، مشاهده كردن يا انجام دادن  كاري دارند.

3. شور و نشاط و مشغوليتهاي  شديد جسماني دارند. 

4. در صحبتهای خود از قیاس استفاده می کنند.

5. عادت به وارسی منابع مختلف دارند.

6. با دقت به اشیا و پیرامون خود می نگرند.

7. اشتیاق به صحبت کردن درباره كشفيات با ديگران دارند.

8. توانایی ابداع بازیهای جدید و تغییر در بازیها دارند.

9. کنجکاوی زیادی برای سردرآوردن از امور دارند.

10. در گفتار خود جسارت زیادی دارند.

11. سئوالات عجیبی طرح می نمایند.

 

انگيزه و خلاقيت كودک در محيط خانواده زماني از بين مي رود كه :

1- تاكيد بيش از حد والدين بر هوش و حافظه كودک

2- ايجاد رقابت ميان كودكان

3- تاكيد افراطي بر جنسيت كودک 

4- قرار دادن قوانين خشك و دست و پا گير در منزل

5- عدم آشنايي والدين با مفهوم واقعي خلاقيت

6- انتقاد مكرر از رفتارهاي كودک

7- بيهوده شمردن تخيلات كودک

8- عدم شناسايي علائق دروني كودک

9- عدم وجود حس شوخ طبعي در محيط منزل

10- تحميل نقش بزرگسال به كودک

 

برای افزایش خلاقيت كودكان باید:

1. هرگز کودک را تحقير نکنيم. کودکي که احساس حقارت کند هرگز دست به خلاقيّت نمي‌زند. 

2. محيطي مناسب براي انجام كارهاي خلاق آنها فراهم نماييد.

3. امكانات و وسايلي در اختيار آنها قرار دهيد تا به كمك آنها خلاقيت هاي خود را ابراز نمايند. به عنوان مثال وسايل موسيقي، نقاشي و طراحي و ...

4. كارهاي خلاق كودكان را تشويق كنيد و آنها را در معرض نمايش قرار داده و از ارزيابي بيش از حد آنان خودداري كنيد.

5. به عنوان بزرگسال، خود به انجام كارهاي خلاق بپردازید و اجازه دهيد كودكان شما شاهد كارهاي خلاق تان باشند.

6. به شيوه هاي آموزشي در خانواده خود توجه داشته باشيد.

7. براي كارهاي خلاق ديگران ارزش قائل شويد.

8. از تأكيد بر تصورات قالبي در خصوص جنسيت كودكان شديداً خودداري نماييد. ( به عنوان مثال دختر ماشين بازي نمي كند، پسر عروسك بازي نمي كند يا پسر گريه نمي كند.)

9. امكان شركت در فعاليت ها و كلاسهاي ويژه را براي آنان فراهم نماييد.

10. اگر مشكلات يا گرفتاريهاي در خانواده وجود دارد از آن مشكلات به شيوه مثبتي استفاده كنيد و با تشويق به كودك خود اجازه ابراز احساسات و اظهار نظر بدهيد.

11. توجه داشته باشييد كه استعداد فقط سهم كوچكي از خلاقيت است و تمرين و نظم بخشيدن به آن از اهميت بيشتري بر خوردار است.

12. اجازه بدهيد كودك خودش باشد حتي اگر رفتارهاي عجيب از او سر بزند و سعي كنيد در حضور جمع كودك خود را خلاق معرفي نكنيد؛ در غير اين صورت اطرافيان انتظارات بيش از حدي از كودك شما خواهند داشت.

13. با كودك خود شوخ طبع و مهربان باشيد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 بهمن1389ساعت 9:45  توسط خانم سلیمیان  | 

استرس در کودکان:

چه وقت و چرا کودکان دچار استرس می‏شوند؟

بچه‌ها مدتها قبل از پاگذاشتن به دوران بزرگسالي فشار رواني را تجربه مي‏كنند. برخي کودکان مجبورند با مشکلاتي چون کشمکش‌هاي خانوادگي، طلاق، تغييرات دائمي مدرسه، همسايه‌ها، توافقات مراقبت از کودک، فشار گروههاي هم‌سال و بعضي وقت‌ها حتي با خشونت در خانواده يا جامعه‌شان دست و پنجه نرم کنند.


تأثير فشار رواني روي كودك بستگي به شخصيت، ميزان پختگي، و نوع سازگاري او دارد. با اين حال، تشخيص اينکه چه وقت بچه‌ها زير بار فشارها خم مي‌شوند هميشه ساده نيست. براي کودکان اغلب توضيح دقيق احساسشان سخت است. ممکن است به جاي گفتن «من از پا افتاده‌ام» بگويند «معده‌ام درد مي‌کند». بعضي بچه‌ها وقتي تحت فشار رواني هستند گريه مي‌کنند، پرخاشگر مي‌شوند، گستاخ يا زودرنج مي‌شوند. برخي ديگر ممکن است خوب رفتار کنند اما نگران، ترسو و وحشت زده بشوند.


به همان نسبت استرس مي‌تواند بر سلامت جسمي کودک تاثير بگذارد؛ تنگي نفس (آسم)، تب يونجه، سردرد ميگرني و بيماري‌هاي معده مثل کوليت، سندرم روده تحريک‌پذير و زخم گوارشي بيماري‌هايي هستند که در موقعيت‌هاي تنش‌زا وخيم‌تر مي‌شوند.

 

والدين چه کار مي‌توانند انجام دهند؟

پدر و مادر مي‌توانند به کودکانشان کمک کنند تأثيرات فشار رواني را در حداقل نگه دارند.
1. والدين بايد سطوح فشار رواني خودشان را کنترل کنند. در تحقيقي پيرامون خانواده‌هايي که حوادث تلخ و ناگواري مانند زمين لرزه يا جنگ را تجربه کرده‌اند، بهترين مبناي پيش‌بيني چگونگي سازگاري کودکان با مشکلات، نحوه سازگاري والدينشان است. پدر و مادر بايد به خصوص از زماني که سطوح فشار رواني‌شان در روابط زناشويي تأثير مي‌گذارد آگاه باشند. دعواهاي مکرر بين والدين براي کودکان اضطراب‌آور است.


2. خطوط ارتباطي را باز بگذاريد. کودکان وقتي با والدينشان ارتباط خوبي دارند احساس بهتري نسبت به خود پيدا مي‌کنند.


3. کودکاني که دوستان نزديک ندارند، در مورد احساس فشار رواني ناشي از مشکلات در خطر هستند. والدين بايد با برنامه‌ريزي، قرارهاي بازي و ساير تفريحات، از روابط دوستانه کودکانشان حمايت کنند.


4. والدين بايد جدول زماني برنامه روزانه را با توجه به خلق و خوي فرزندشان در ذهن خود پيريزي کنند. اگرچه اغلب بچه‌ها در محيطي آشنا و کليشه‌اي با امور روزمره ثابت و حد و مرزهاي کاملاً امن رشد مي‌کنند اما ميزان تحملشان در مقابل تحريک متفاوت است.


5. مهم نيست جدول زمان‌بندي شده بچه‌ها چقدر شلوغ است؛ آنها در هر سني به بازي و آرامش نياز دارند. بچه‌ها از بازي براي شناخت دنياي اطراف، بررسي افکار و آرام کردن خودشان استفاده مي‌کنند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 بهمن1389ساعت 13:34  توسط خانم سلیمیان  | 

اسباب بازی های مناسب برای کودکان پیش دبستانی انتخاب کنید:

بازی و اسباب بازی برای کودکان بسیار مهم می باشد. به طوری که آنها بیشترین ساعات بیداری خود را به بازی و فعالیت می پردازند. کودکان زمان بازی را بسیار دوست داشته و این زمان را  بر هر چیز دیگری مقدم می دارند. انتخاب اسباب بازی مناسب برای کودکان در هر سنی بسیار حائز اهمیت است. به طوری که بهترین و مناسب ترین اسباب بازی برای کودکان به ویژه در سنین پیش دبستانی، اسباب بازی های آموزشی است. چرا که این گروه از اسباب بازی ها موجب پرورش تفکر، تخیل، سرگرمی، لذت و مهمتر از همه یادگیری در کودک می گردد و او را با مفاهیم و دنیای پیرامون آشنا می سازد. علاوه بر اینها، اسباب بازی باید از ایمنی و کیفیت لازم برخوردار باشد. به اعتقاد انجمن جهانی تعلیم و تربیت دوران کودکی ( ACEI )[1]، اگر اسباب بازی های کودکان به دقت انتخاب شوند، موجب ارتقای کیفیت بازی و رشد کودک می گردند. اسباب بازی های آموزشی، نقش بسزایی در رشد کودکان پیش دبستانی ایفا می نمایند. آنها موجب بالا رفتن هوش، مهارتهای اجتماعی و همچنین رفتارهای احساسی کودکان می گردند. اینگونه اسباب بازی ها طراحی شده اند تا دید وسیع تری در گروه های سنی مختلف ایجاد نمایند.

 

هدف از اسباب بازی های آموزشی:

به طور کلی اسباب بازی های آموزشی دو هدف عمده دارند: یکی سرگرمی و دیگری توسعه مهارتهای کودکان. اولین هدف کاملا روشن است. کودکان دوست دارند که بازی کنند. بنابراین تمام اسباب بازیها به انضمام اسباب بازیهای آموزشی، برای کودکان جنبه سرگرمی دارند مگر اینکه کودک، خود تمایلی به بازی کردن نداشته باشد. دومین هدف اسباب بازی های آموزشی توسعه مهارتهای کودکان می باشد. اما این هدف برای همگان کاملا واضح  و روشن نیست. بیشتر والدین فکر می کنند که تنها هدف اسباب بازی ها تفریح و سرگرمی است. آنها نمی دانند که اسباب بازی های آموزشی برای کمک به آموزش بهتر کودکان طراحی شده اند. به همین دلیل است که در انتخاب اسباب بازی، بیشتر اسباب بازی هایی که جنبه لوکس و فانتزی دارند را برای کودکانشان خریداری می نمایند.

 

اسباب بازی های مناسب برای کودکان پیش دبستانی

اسباب بازی های علمی و طبیعی:

اسباب بازی های علمی برای این گروه سنی، دنیایی از علم هستند. اینگونه اسباب بازی ها این شانس را به کودک می دهند که دنیای اطراف را کشف کرده و دامنه دانستنی های خود را افزایش دهند. اما متاسفانه والدین هنگام انتخاب اسباب بازی، کمتر به دنبال خرید اینگونه اسباب بازی ها هستند.

 

پازل ها و بازی های حل مسئله:

 امروزه پازلها و بازیهای حل مسئله در اشکال و ابعاد مختلف به وفور در بازار یافت می شوند. کیفیت و طراحی آنها نیز روز به روز بهتر و متنوع تر می شود. پازلها با توجه به ماهیتی که دارند قدرت تمرکز، تفکر خلاق و منطقی را در کودکان افزایش داده و کودکان را وادار به تفکر می کنند. کودک با تمرکز بر روی پازل به راحتی قطعه ها را جابجا کرده و آنرا حل می کند. به طوری که در بعضی مواقع موجب حیرت والدین خود می شود. پازلها و بازیهای حل مسئله بهترین نوع اسباب بازی های آموزشی برای کودکان سنین پیش دبستانی هستند. زیرا  آنها چند بعدی و قابل لمس هستند، مدلهای مختلف برای سنین مختلف وجود دارد و کودک می تواند به تنهایی و یا با دوستان خود به بازی بپردازد.

 

لگو:

لگوها قطعاتی هستند که کودکان از طریق متصل کردن آنها به یکدیگر، اشکال مختلفی را می سازند. این بازی بسیار مورد توجه و علاقه کودکان می باشد. لگوها به تفکر، ابتکار و خلاقیت کودک کمک بسیاری می نمایند.

 

تخته سیاه یا وایت برد:

تخته سیاه یا وایت برد یکی از انعطاف پذیرترین اسباب بازی های گروه سنی پیش دبستانی است که برای رشد خلاقیت کودکان بسیار مفید هستند. کودک از طریق تخته سیاه یا وایت برد، نوشتن و نقاشی کردن را تجربه کرده و نقش افراد مختلف به ویژه معلم را بازی می کند.

 

ابزار و آلات موسیقی:

موسیقی نقش بسزایی در رشد فکری و شخصیتی کودک دارد. اگر کودک شما کوچکترین توجهی به موسیقی نشان می دهد، وقت آن است که او را با یک ابزار واقعی موسیقی آشنا کنید. والدین می توانند با در اختیار گذاشتن آلات گوناگون موسیقی همچون پیانو، گیتار و ... در سایز کوچک، دید کودک را در موسیقی گسترش داده و این فرصت را به کودک بدهند که نه تنها عشق و علاقه خود را به موسیقی افزایش دهد بلکه مهارتهای هنری خود را  نیز به معرض نمایش گذاشته و خود را کشف نماید.

 

دوچرخه:

داشتن دوچرخه به عنوان اسباب بازی، برای یک کودک پیش دبستانی نهایت آرزوست. والدین باید هنگام خرید دوچرخه دقت کرده و سایزی که مناسب با قد و جثه کودک است را خریداری نمایند و از سلامت و استاندارد بودن دوچرخه اطمینان حاصل نمایند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 بهمن1389ساعت 13:32  توسط خانم سلیمیان  | 

به جای قصه خواندن برای کودکانتان با آنها حرف بزنید:

به کودکان خود اجازه دهید افکار درون ذهنشان را بیرون بریزند

حتی اگر در حد چند کلمه بی‌معنی است

 

صحبت کردن با کودکان در هنگام خواب بسیار بیش‌تر از قصه خواندن قدرت تکلم آن‌ها را افزایش می‌دهد. روانشناسان و متخصصین کودک می‌گویند صحبت کردن با کودکان در هنگام خواب بسیار بیش‌تر از قصه خواندن قدرت تکلم آن‌ها را افزایش می‌دهد. در صورتی که با کودکان درهنگام شب سخن بگویید قابلیت تکلم آن‌ها تا 6 برابر بهتر از حالتی که برای آن‌ها داستان می‌خوانید رشد پیدا خواهد کرد. حتی اگر کودک شما سن کمی دارد و قادر به حرف زدن نیست زمانی که صدای شما را می‌شنود و سعی می‌کند به گونه‌ای به آن‌ها پاسخ دهد مهارت‌های زبانی و تکلمی او به طرز شگفت آوری رشد می‌کند.

 

نکته جالب توجه این است که بین سنین صفر تا 4 سال تماشای تلویزیون تقریباً هیچ تأثیری، نه مثبت و نه منفی، برروی قابلیت‌های تکلمی کودکان ندارد. از صدها سال پیش والدین برای کمک به خوابیدن کودکان یا ارتباط برقرار کردن با آن‌ها در هنگام شب برای آن‌ها قصه می‌گویند. اگر چه بسیاری از متخصصان کودک این روش را برای بهبود تکلم کودکان مفید می‌دانند اما صحبت کردن با کودکان به مراتب تأثیر بهتری روی آن‌ها دارد.

 

دانشمندان آمریکایی در تحقیقات خود متوجه شدند: بسیاری از والدین برای رشد قدرت ذهنی کودکان کتاب را انتخاب می‌کنند و گاهی این کار را در نهایت دقت و وسواس انجام می‌دهند تا بهترین تأثیر را روی کودک خود داشته باشند اما حتی بهترین کتاب‌ها هم تأثیر بسیار کم‌تری از یک مکالمه کوتاه کلمه به کلمه بین کودک و مادر دارد. دکتر فردریک زیمرمن از دانشگاه UCLA گفت: بسیاری از متخصصان والدین را تشویق می‌کنند تا برای کودکان خودشان قصه بخوانند تا به این ترتیب علاوه بر ایجاد حس آرامش در کودک او را با لغات و اصطلاحات جدید آشنا کنند. اما با این روش نقش کودک در تبادل اطلاعات نادیده گرفته می‌شود و به این ترتیب کودکان ما به اندازه کافی سخن نمی‌گویند.

 

محققین در طی یک بررسی 275 کودک را بین سنین 1 تا 4 سال مورد مطالعه قرار دادند و سعی کردند تأثیر عوامل مختلف مانند صحبت کردن آ‌نها با والدینشان، با دیگر کودکان و تماشای تلویزیون را بر قدرت تکلم کودکان بسنجند. بعدها از این کودکان آزمایشاتی به عمل آمد تا قدرت تکلم و زبان‌آموزی آنها در سنین اولیه زندگی مورد بررسی قرار گیرد. در پایان مشخص شد کودکانی که درهنگام شب و قبل از خواب با پدرو مادر خود صحبت می‌کنند نسبت به کودکانی که فقط قصه گوش می‌دهند تا 6 برابر بهتر سخن می‌گویند. آن‌ها لغات بیشتری را می‌دانستند، بهتر از کلمات استفاده می‌کردند و اشتباهات کم‌تری در صحبت کردن خود داشتند. شاید یکی از دلایل آن این است والدین در هنگام سخن گفتن با کودکانشان اشتباهات آن‌ها را تصحیح می‌کردند. چه کودکانی که به داستان گوش می‌کردند هم در قابلیت سخن گفتن خود رشد کرده بودند اما میزان آن‌ چندان قابل توجه نبود. کودکانی هم که قبل از خواب به تماشای تلویزیون می‌پرداختند تقریباً هیچ پیشرفتی از خود نشان ندادند و قدرت تکلم آن‌ها تغییر چندانی نکرد. مطالعات کارشناسان نشان داد کودکان طی یک روزبه طور متوسط نزدیک به 13 هزار لغت جدید را از طریق والدین خود می‌شنوند و همچنین نزدیک به 400 بار با والدین خود به طور مستقیم گفت‌وگو می‌کنند. والدین باید از این فرصت‌ها نهایت استفاده را ببرند و با تصحیح اشتباهات کودکان و معرفی لغات جدید به آن‌ها قدرت مکالمه کودکانشان را تا حد ممکن بالا ببرند. فقط صحبت کردن صرف با کودکان کافی نیست و والدین باید تلاش کنند کودک خود را به حرف زدن تشویق کنند.به کودکان خود اجازه دهید افکار درون ذهنشان را بیرون بریزند حتی اگر در حد چند کلمه بی‌معنی است.   

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 بهمن1389ساعت 13:30  توسط خانم سلیمیان  | 

ترس در دنیای کودکی؟

 

ترس از رها شدن

از نخستین ماه‌های زندگی، ترس از رها شدن در کودک وجود دارد. ترس از رها شدن، ترس خاصی است و با دیگر انواع ترس، که کودک بعدها آنها را تجربه می‌کند، متفاوت می باشد. این ترس از همان روزهای اول تولد در کودک وجود دارد. همان طور که می دانید از بدو تولد کودک نیازمند تماس و ارتباط است و به هنگام خوردن شیر از سینه مادر و در آغوش گرفتن  توسط وی احساس امنیت  و آرامش می‌کند‌ و اگر به هر دلیلی از این تماس محروم شود احساس ترس و نا امنی می‌کند. گریه شکلی از زبان است که نوزاد به هنگام بروز مشکلی (گرسنگی، درد، ناراحتی،خواب، ترس،...)  و نیز برای ابراز احساساتش از آن استفاده می‌کند. روان شناسان به ماداران جوان توصیه می کنند که اجازه ندهید نوزادتان گریه کند. توجه نکردن و اهمیت ندادن به گریه نوزاد، باعث تشدید حس تنهایی و ترس از رها شدن در وی می شود.

ترس از غریبه‌ها

اکثر نوزادان در طی نخستین ماه‌های زندگی‌ با مادرشان ارتباط تنگاتنگ و بخصوصی دارند و مادر و فرزند یک وجود را شکل می‌دهند. از حدود 7 یا 8 ماهگی به بعد، ایجاد تمایز بین مادر و کودک آغاز می شود و او به استقلال خود آگاه می‌شود و شروع به شکل‌گیری شخصیتش می‌کند. ساخت شخصیت فرایندی است که در طی آن کودک از مادری که او را اغلب هنگام ترس از غریبه‌ها یاری می‌کرده،جدا می شود.

مطمئنا شما هم کودکان 7 یا 8 ماهه‌ای را دیده اید که با دیدن یک غریبه یا فردی نا آشنا، یکدفعه زیر گریه می زنند. این یک واکنش کاملا طبیعی و ضروری است و ارزش رابطه مادر و فرزندی را نشان می‌دهد؛ رابطه ای که در ماه‌های اولیه زندگی‌‌ بین این دو موجود شکل گرفته است، بدین ترتیب ترس از غریبه گامی درروند سیر رشد و آگاهی کودک به‌ شمار می‌رود.

 

ترس از تاریکی

ترس از تاریکی در سنین دو یا سه سالگی ظاهر می‌شود و به اشکال و درجات متفاوتی کودکان را تحت‌ تأثیر قرار می‌دهد.
بابا من می ترسم

اکثر کودکان از تاریکی می‌ترسند و تاریکی برای کودک به منزله تنهایی است، صرف نظر از آنکه دیگران حضور داشته یا حضور نداشته باشند. کودک خود را آسیب پذیرتر و ناتوانتر از آن حس می کند که بتواند با آن مقابله کند و در نتیجه، اضطراب جدایی از مادر در وی بر انگیخته می شود. پیش از این سن، ترس از تاریکی آگاهانه نیست اما زمانی که کودک متوجه می‌شود که شب به خوابیدن و به جدایی از مادر منتهی می گردد، دیگر ترس از تاریکی آگاهانه است و نگرانی و دلهره منتج از آن موقتی است و به رها شدن و جدایی از مادر مربوط می‌شود و از آنجایی که کودک در شب نمی‌بیند که چه چیزهایی او را در تاریکی احاطه می کنند، ترسش شدت می یابد. مشکل جدا شدن از مادر را می‌توان به کمک برخی از وسایل که کودک را  به هنگام خواب همراهی می‌کنند به مقدار زیادی آسان کرد. در این زمان عروسکهای کودک اهمیت خودشان را کاملا نشان می‌دهند. عروسک به‌طور موقت کودک را در برابر ناشناخته‌ها حمایت می‌کند و برای او اطمینان بخش است و  موجب امنیت خاطر وی می شود.

 

ترس از حیوانات ، هیولا ، جادوگر بدجنس و ...

پس از یک دوره ترسهای فطری که حقیقتا واقعی نیستند، ترس های کودکان شکل دیگری به‌خود می‌گیرند و با نمادهایی که مختص هر خانواده هستند، همراه می‌شوند. بین دو تا سه سالگی، ترس از حیوانات غلبه می یابد. این مساله حتی در فعالیت های نمادی کودک نیز آشکار است. بین سه تا چهار سالگی، کودک غالبا با حالت ترسی که از دیدن خواب حیوانات در او ایجاد شده است از خواب بیدار می شود. معمولا تا سه سالگی ترس‌ها به قسمت‌های دهانی مربوط می‌شوند، حیواناتی که انسان را می خورند یا گاز می گیرند( مانند گرگ گرسنه‌ای که دهانش باز است یا شیری که حال دریدن است و...) و در وهله بعدی، کودک از حیواناتی که نیرومند و ویرانگر هستند، می ترسد؛  سپس به ‌صورت کابوس‌ها، ترس‌ از اشخاص اسطوره ای (غول، شبح، هیولا،جادوگر بدجنس، ترس از دزد و...) که گاه ترکیبی از خیال و واقعیت هستند خود را نشان می‌دهند.

اکثر کودکان از تاریکی می‌ترسند و تاریکی برای کودک به منزله تنهایی است، صرف نظر از آنکه دیگران حضور داشته یا حضور نداشته باشند. کودک خود را آسیب پذیرتر و ناتوانتر از آن حس می کند که بتواند با آن مقابله کند و در نتیجه، اضطراب جدایی از مادر در وی بر انگیخته می شود

 ترس از برنامه های  تلویزیون، اینترنت و...

برخی از برنامه‌های تلویزیونی صحنه‌های ترسناک، حوادث، تصادفات، تصاویر مربوط به جنگ، فیلم‌های پلیسی، تبلیغات، اعمال خشونت‌باری و... را در معرض دید کودکان قرار می‌دهد که تماشای آنها برای کودکان مناسب نیست. لذا بهترین روش حفاظتی در این زمینه آن است که پدران و مادران هوشیار، خود تعیین کنند که کودکانشان چه برنامه‌هایی را می‌توانند تماشا کنند.

بابا من می ترسم

ترس های موقعیتی

بسیاری از ترسهای کودکان در سنین سه تا هفت سالگی به آسیب دیدگی های ناشی از غرق شدن، آتش، رعد و برق، تصادف با وسائل نقلیه و... وابسته است. در این سنین، ماهیت اشیاء و موقعیت های هراسناک بی نهایت متنوعند و باعث نمایان شدن ترس‌های شدید می‌شوند که  نباید آنها را نادیده گرفت. بهتر است به ترس‌های کودک توجه نشان دهیم و با کودک راجع به ترسهایش صحبت کنیم و به او اطمینان خاطر داده( مثلا: نگران نباش، من برای حفاظت از تو در کنارت هستم و...)  و او را آرام کنیم تا بدین طریق به او کمک کنیم  تا بر ترسهایش غلبه کند. 

 

ترس از بیماری، دکتر، دندانپزشک و آمپول

این ترس‌ها، ترس‌هایی واقعی هستند. آنچه که کودک را می‌ترساند ترس از درد بدنی که واقعا وجود دارد، است؛ لذا ترس او را انکار نکنید. هنگامی که می‌خواهید به کودک آمپول بزنید به او نگویید که «اصلا درد نداره، هیچی احساس نمی‌کنی» بلکه بهتر است به او دروغ نگویید و به او  توضیح دهید که درد قابل تحملی دارد و با یک سوزش کوچولو همراه خواهد بود. به هنگام ویزیت پزشک، دست کودک را بگیرید که این رفتار موجب اطمینان خاطر وی می شود و احساس حمایت شدن از طرف شما را به او  القاءمی‌کند.

ترس از مرگ

هنگامی که کودک بزرگتر می شود و می تواند گذشته را در نظر بگیرد و آینده را پیش بینی کند، ترس ها به شکل خطرهای دوردست، تخیلی و بدبختی هایی متجلی می شوند که کودک را بلافاصله تهدید نمی کنند، اما وقوع آنها در آینده امکان پذیر است. در حدود هشت سالگی ترس از مرگ بروز می یابد. ترس اصلی ترس از مرگ مادر است و سپس مرگ به منزله جدایی و رها شدگی مورد نظر قرار می گیرد.
+ نوشته شده در  سه شنبه 12 بهمن1389ساعت 12:35  توسط خانم سلیمیان  | 

تماشای تلویزیون در کودکان:

تماشای تلویزیون در کودکان

ماهواره ،همراه جدید کودکان!؟

نمی توان تصور کرد که فرزندی در یک خانواده بدنیا بیاید و پدر و مادر وی تمام تلاش های خود را برای موفقیت او بکار نگیرند. گاهی این تلاش ها به شکلی است که تمام فعالیت های والدین در سایه رشد و پیشرفت فرزندشان قرار می گیرد، آنهم در دنیای پرهیاهوی فعلی که  همراه با  پیشرفت تکنولوژی کار را برای تربیت نسل آینده و کودکان سخت تر هم کرده است.در حال حاضر سر و صدای حاکی از موفقیت جامعه ایران که بدلیل همبستگی و پایداری کانون گرم خانواده ها و تربیت درست کودکان شکل گرفته به جوامع غرب رسیده تا آنها هم ثبات خانواده را در دستور کار خود قرار داده و برای پیشبرد اهداف خود بخصوص در ایران تیرهای زهر آلود خود را به سمت همین کانون خانواده نشانه روند .زیرا می دانند همیشه یک جامعه سالم متاثر از خانواده های سالم است .......

در این بین فطرت پاک کودکان بیشتر از بقیه مورد آماج حملات قرار می گیرد و این حملات بگونه ای طراحی می شوند تا پدر و مادر کودک ناخواسته در این حملات برای آسیب زدن به فطرت کودک سهم بسزایی هم داشته باشند.

تلویزیون به عنوان یکی از فراگیرترین رسانه هاست که عمدتا خانواده ها کمترین نگرانی را درباره برنامه های آن دارند . اما اکنون فارغ از نقدهایی که به برنامه سازان تلویزیون و حتی سایر رسانه ها به خصوص در حوزه کودک وارد است که نیاز به مجالی دیگر جهت آسیب شناسی جدی آن می باشد، در اینجا تاثیرات منفی رسانه هایی را بیان می کنیم که به مدد پیشرفت تکنولوژی و حمایت همین خانواده ها به آغوش گرم خانواده وارد می شوند تا با استفاده از غفلت پدرها و مادرانی که بقولی تمام هم و غم شان کودکان شان هستند ، اولین آسیب های طراحی شده به پاک ترین ومعصوم ترین افراد جامعه وارد شود. آسیب هایی که شاید دیگر مجالی برای بازسازی آن فراهم نشود.

 اگر سری به خانواده ها بزنیم تقریبا بخش اعظم و قابل توجهی از این خانواده ها به خصوص جوانانی که تازه تشکیل خانواده داده و اتفاقا دارای فرزندی هم شده اند ماهواره از ضروریات زندگی شان شده تا جایی که برخی عنوان می کنند ابزاری است برای پر کردن اوقات فراغت!

گشتی در کانالهای ماهواره ای جدا از برنامه های مستهجن آن که در این مبحث قصد پرداخت به آن را نداریم نشان می دهد که برنامه های ویژه کودکان در این شبکه های ماهواره ای روزبه روز در حال افزایش است و حتی برخی از برنامه های بزرگسالان بطور عمد بصورت انیمیشن و فانتزی ساخته می شود تا کودکان را هم همراه خود کنند.

جالب این است که برنامه های ویژه کودکان به مراتب بسیار حرفه ای تر هم ساخته شده و دوبله های حرفه ای هم دارند برنامه هایی که میلیاردها دلار صرف ساخته شدن آنها شده و حتی کانالهای با فرکانسهای بسیار قوی هم برای آنها در نظر گرفته می شود.

هزینه های میلیارد دلاری برای ساخت انیمیشن و حتی سریال ویژه کودکان به منظور سرگرمی کودکان ما ساخته شده و این هزینه ها از سر دلسوزی بوده ؟ آیا تا بحال دقت کرده اید که محتوای این کارتونها چه هستند ؟

کودک درسنین 3 تا 5 سالگی فقط بیننده است و قدرت تشخیص بین خوب و بد را ندارد و هر آنچه برای او به نمایش بگذاریم می بیند و به عنوان یک حرکت پسندیده می پذیرد. آنها قدرت تفکیک خوب، بد و یا افسانه بودن را ندارند و این باعث می شود تا ارزش های آنها در دنیای واقعی تغییر کند.

کودکان چیزی را که می بینند و یا می شنوند به عنوان یک باور واقعی می پذیرند بویژه زمانی که این باور با ابزارهای جذاب تری هم بیان شود.

این کارتون ها موریانه وار در ذهن کودکان رسوخ می کنند تا فرهنگی در ذهن آنها شکل بگیرد جدای از فرهنگ بومی کشورمان. و حتما این سئوال برای کودک پیش می آید که چرا من دختر خاله مو طلایی که دامن کوتاه داشته باشد ندارم؟ آیا دقت کرده اید در کودکان و شخصیت ها در این کارتون ها که صدا وسیمای خودمان هم گاهی پخش می کند پسر ها در این کارتونها دوست دختر دارند و...!؟ و سئوالهایی از این قبیل که نشان از آغاز دوگانگی فرهنگ کودک دارد آنهم در زمانی که شخصیت کودک در حال شکل گیری است.

این کارتون ها موریانه وار در ذهن کودکان رسوخ می کنند تا فرهنگی در ذهن آنها شکل بگیرد جدای از فرهنگ بومی کشورمان.

شوهای تلویزیونی با پوشش های زننده همراه تیزر های تبلیغاتی که نمایش بدن های عریان و....از اساس جدانشدنی این برنامه ها هستند به اضافه تصویرهای مستهجن که بطور اتفاقی بر صفحه تلویزیون نقش می بندد و امکان هرگونه عکس العمل را از ما می گیرد و ....را در نظر بگیرید و حتما آگاهی هم دارید که هرچقدر این برنامه ها را کنترل کنید بدلیل حس قوی کنجکاوی کودک امکان دسترسی به هر کانال ماهواره ای آنهم با هر شرایطی امکان پذیر است.

خوب این سهل انگاری پدرو مادر به ماهواره هم ختم نمی شود .اخیرا باب شده که کودکان در کنار مداد،پاکن ، کتاب ،کیف و ... یک عدد گوشی موبایل با امکانات کامل از جمله داشتن بلوتوث هم با خود حمل می کنند تا این فرزند بقول پدر ومادرشان چیزی از بقیه کم نداشته باشد.

یعنی به لطف پدر ومادر همان تصاویر مستهجن از داخل منزل به  مدارس و بصورت یک بسته کامل بدور از چشم مسئولین در بین همکلاسی ها رد و بدل می شود.

این گونه است که به مدد خانواده، ماهواره و عدم برنامه ریزی صحیح مسئولین یک کودک 8-9 ساله که آینده ساز این کشور است، هر آنچه نباید بداند با تعاریف و باورهای غربی می آموزد

+ نوشته شده در  شنبه 2 بهمن1389ساعت 7:57  توسط خانم سلیمیان  | 

چگونه فرزندانیی شاد داشته باشیم؟

كارشناسان معتقدند كودكان فطرتی پاك دارند و در صورتی كه این لوح پاك مخدوش نشود ، در بزرگسالی افرادی خوشحال و موفق خواهند بود. بیشتر افرادی كه شاد و موفق هستند نیز مشخصات مشتركی دارند كه می‌توان با توجه به آنها كودكان خود را به نحوی تربیت كنیم كه در آینده افرادی سالم و شاداب و در كارها و مراحل زندگی موفق باشند.
مطلب زیر شما والدین عزیز را با این موارد آشنا می‌كند:
اعتماد
 
اعتماد منطقی به دیگران می‌تواند زمینه‌ساز موفقیت‌های آینده فرزندتان باشد. شاید جالب باشد كه بدانید 6 ماه اول زندگی فرزندتان نقش قابل ملاحظه‌ای در این میان دارد.
 
در این دوران توجه زیاد به كودك به هیچ وجه او را لوس نمی‌كند. بلكه شما با توجه به نیازهای او احساس امنیت و اطمینان خاطر را در وی ایجاد می‌كنید.
 
همچنان كه كودك رشد می‌كند شما كمی‌ خود را عقب می‌كشید و اجازه می‌دهید تا بداند بدون حضور دائم شما به منظور تامین سریع نیازهایش نیز می‌تواند زندگی كند.
 
گفتار و رفتار شما به فرزندتان می‌آموزد كه آیا می‌توان به دیگران اعتماد كرد یا نه. پس سعی كنید به گونه‌ای رفتار كنید كه وقتی حس استقلال او تقویت می‌شود، بتواند ارتباط پایدار و سازنده‌ای مبتنی بر عقل و منطق با افراد برقرار كند.
 
عجولانه واكنش نشان ندهید
 
گاهی اوقات سعی كنید قبل از بروز هر واكنشی تا 10 بشمارید. كمی آرام شوید و سپس در مورد رفتارتان تصمیم بگیرید.
 
باید به فرزندتان نشان دهید كه آرام هستید و عكس‌العمل‌های حساب نشده و عجولانه ندارید. زیرا كودكتان رفتار شما را الگو قرار می‌دهد.
 
كودكان به طور فطری خودمحور هستند یعنی درخصوص افكار خود و دیگران قبل از دیگران فكر می‌كنند و اهمیت می‌دهند.
 
به همین سبب پیش از 3 سالگی برای كودكان واقعا سخت است كه همدردی كنند. با این حال شما می‌توانید با رفتار و واكنش بموقع و با محبت خود به آنها نشان دهید كه احساسشان را می‌فهمید و برایتان مهم است.
 
چنانچه می‌بینید انگشت فرزندتان زخم شده به جای این‌كه به او بگویید چیز مهمی‌ نیست، بهتر است به وی بگویید می‌دانید زخم شدن دست دردناك است و احتمالا سوزش هم دارد.
 
پس بهتر است مراقب دست خود و دیگران باشد زیرا آسیب زدن به دیگران هم بشدت دردناك است.
 
تعهد ، كلید زندگی موفق است
 
یكی از كلیدهای زندگی موفق اجتماعی پایبندی به عهدها و تعهدات بسته شده است.
 
بنابراین بهتر است از سنین خیلی پایین به فرزندتان مسوولیت دهید. برای مثال از او بخواهید لباس‌های كثیفش را در ماشین لباسشویی بریزد یا این‌كه لیوان آبش را از اتاق به آشپزخانه بیاورد تا برایش بشویید.
 
هرگز تصور نكنید با ندادن مسوولیت به فرزندان برایشان دلسوزی كرده و به آنها محبت می‌كنید. شما با این كار زندگی‌ آینده را برایشان سخت و غیرقابل تحمل می‌سازید.
 
وقتی فرزندتان به سن دبستان رسید، می‌توانید از او بخواهید روی میز را با دستمال تمیز كند.
 
مسوولیت‌های محوله را در هر سنی مطابق با توانایی‌های فرزندتان در همان سن هماهنگ سازید.
 
در ضمن اگر مسوولیتی را به وی محول می‌كنید، خودتان آن كار را انجام ندهید تا او در قبال مسوولیت خود احساس تعهد كند.
 
اعتماد به‌نفس بسیار مهم است
 
اعتماد به‌نفس از جمله مواردی است كه شما نقش قابل ملاحظه‌ای در شكل‌گیری آن در فرزندتان دارید و نتایج تقویت یا تضعیف این اعتماد به‌نفس نیز در تمام مراحل زندگی آینده او انعكاس می‌یابد.
 
زمانی كه به كودكتان مهارت‌های گوناگون را می‌آموزید تا بتواند مستقل باشد، احساس اعتماد به‌نفس در او تقویت می‌شود.
 
اما اگر مرتب در پی این باشید كه همه جا با شما باشد و همه كارهایش را در حضور شما انجام دهد، احساس اعتماد به‌نفس وی را تضعیف می‌كنید و این صدمه تا بزرگسالی و در زندگی شغلی و خانوادگی‌اش خود را نشان می‌دهد.
 
به او بیاموزید صبور باشد و با احساس مسوولیت و اعتماد به‌نفس مسائلش را حل كند.
 
كودكانی كه بهتر می‌توانند مسائل خود را حل كنند در آینده از اعتماد به‌نفس بیشتری برخوردارند و احساس رضایت و استقلال بیشتری می‌كنند.
 
پایه‌ریزی احساس اعتماد و امنیت، صبر، همدلی، مسوولیت‌پذیری و اعتماد به‌نفس در زندگی كودك شما دقیقا همان چیزی است كه سعادت و موفقیت آینده او را شكل می‌دهد.
 
فقط به یاد داشته باشید رفتار و حركات شما بیشتر از گفتارتان به آنها الگو می‌دهد. توجه داشته باشید سرگرمی‌، بازی و شادی كودك شما نیز به اندازه آموزش برایش اهمیت دارد و می‌تواند در بازی و تعامل با افراد دیگر درس‌های ارزنده‌ای را بیاموزد كه تاثیری چندین برابر در پیشرفت‌های فردی و خانوادگی وی داشته باشد.
 
در ضمن در ارتباط با دیگران نحوه ارتباط موثر و اعتماد و احترام را می‌آموزد. پس هرگز نخواهید تمام وقت را در كنار شما باشد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 آذر1389ساعت 13:33  توسط خانم سلیمیان  | 

اشنا كردن كودكان با محرم:

یکی از صفات انسان به خصوص خردسالان نیاز آنان به قهرمان و الگوی بیرونی است . شخصیت هایی مثل : سیندرلا ، شنل قرمزی ، و اکنون باربی و برای دختران : اسپایدرمن ، مرد عنکبوتی ، و … برای پسران و توجه عشق و تقلید کودکان از این اسطوره ها موید این مطلب است .

در سوگواری ها واعیاد مذهبی با شرکت دادن فرزندانمان در مراسم و به خصوص پخش شیرینی ، شیر ، خرما و …. و بیان صفات و خصوصیات رهبران مذهبی مثل : ادب و علاقمندی آنان به والدین ، بازی های گروهی ، خنده رویی ، شوخ طبعی آنان  معطر و پاکیزه بودنشان ، روح همکاری و کمک به افراد پیر ، تواضع در برابر ضعیف ، حق گرایی ، مبارزه با ظلم و دروغگویی ، اهل علم و ورزش بودن ، شکر گذاری و عبادت و عشق به پروردگار در نزد ایشان و …. و بسیاری دیگر از صفات کودک فهم و کودک پسند می توان الگوهای مطلوب برایشان فراهم ساخت تا راه رسیدن به کمال را با تقلید و همانند سازی از این قهرمانان واقعی راحت تر طی می کنند . این امر مستلزم اندکی شناخت و مطالعه در زندگی بزرگان دینی هر مکتب و مذهبی است .

شاید ایام محرم زمان مناسبی باشد تا ما با برخوردی درست و مناسب و فراخور حال و طبع فرزندانمان به بیان داستانهای کمی ملموس تر و شادمانه تر از زندگی رهبران مربوط به این ایام و شرکت دادن آنان در مراسم ، نگرشی قابل قبولتر و خوشایندتری در نسل آینده به وجود آوریم که نه از روی ترس و نه با بی تفاوتی و بی میلی که با ایجاد عشق عمیق و عالمانه به بسیاری از مناسک مذهبی روی آوردند و باور کنند که در هنگام بروز مشکلات نیستند و می توانند از ایشان طلب کمک و یاری کنند .

در همین راستا کمک کردن به فقرا و نیازمندان از طریق فرزندان و یا پخش خرما و شیرینی برای آموزش اموات توسط آنان ، روح آشنایی  ، احترام و یاد آوری پدر و مادران از دنیا رفته را در آنان تقویت و به عشق و تواضع آنان را به گذشتگان افزوده ، ریشه اصالت و حرمت به اطرافیان و تکریم و یادآوری نیاکان را پررنگتر خواهد ساخت .

اگر چه زندگی شهر نشینی و سرعت زیاد گذشت زمان وقتی را برای اینگونه ارزشها و لزوم پرداختن به آنها برایمان باقی نگذاشته ولی باور کنیم با اندکی برنامه ریزی و رسیدن به ضرورت آن شاید بتوانیم همانقدر که برای آموزش های رایج وقت ، انرژی و امکانات مالی صرف می کنیم ، تنها اندکی زمان و انرژی برای یادآوری ها و آموزشها اختصاص دهیم . از این طریق عاطفیمان نیز با آنان گرمتر و صمیمانه تر خواهد شد

+ نوشته شده در  شنبه 27 آذر1389ساعت 14:38  توسط خانم سلیمیان  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 آذر1389ساعت 9:10  توسط خانم سلیمیان  |